پروندهٔ جنایت خیابان گاندی در تهران در روز ۱ دیماه ۱۳۷۵ رخ داد و موضوع آن قتل دو کودک بهدست دو نوجوان بود. عاملان این جنایت شاهرخ وثوق و سمیه شهبازینیا، هر دو ۱۶ ساله، درگیر رابطهای بودند که مورد مخالفت خانوادهها قرار داشت. برای «برداشتن موانع ازدواج» به تفصیل نقشهای شنیع کشیدند و به اقدامی وحشتناک دست زدند.
وقایع قتل در پرونده شاهرخ و سمیه
در آن روز، شاهرخ و سمیه دو کودکِ خواهر و برادر سمیه را که سپیده ۱۳ ساله و محمدرضا ۸ ساله بودند، به طبقهٔ دوم خانه کشاندند و به قتل رساندند. گزارشهای معتبر حکایت از آن دارد که کودکان از راه خفگی و غرقشدن در حمام کشته شدند.
آنها ابتدا برنامهریزی کرده بودند که مادر کودکان را نیز بکشند، اما این نقشه ناکام ماند و مادر با زنده ماندن از حمله، فرار کرد و با همسایگان تماس گرفت که منجر به حضور پلیس و دستگیری شاهرخ و سمیه شد.
انگیزه و زمینهٔ روانی قاتلان خیابان گاندی
علت اصلی اقدام این دو نوجوان بهطور رسمی مخالفت خانوادهها با رابطهٔ آنها گزارش شده است؛ اما تحلیلگران اشاره کردهاند که پرونده بعدها به بحثهای اجتماعی دربارهٔ فشارهای فرهنگی، نقش رسانهها و تنشهای نوجوانی نیز کشیده شد. برخی منابع گزارش دادهاند که آنها بعدها در بازجوییها به تأثیرپذیری از فیلمها یا موسیقی اشاره کردهاند، هرچند سمیه این عوامل را مستقیم مؤثر ندانسته است.
دادگاه و احکام قضایی پرونده جنایی شاهرخ و سمیه
شاهرخ و سمیه به دادگاه ارائه شدند و با توجه به قوانین کیفری ایران آن زمان، به قصاص (اعدام) محکوم شدند. حکم آنها در ۵ بهمنماه ۱۳۷۵ صادر شد، اما پدر و ولیدمِ دو کودک بهموجب قانون، حق بخشش داشتند. با بخشش خانوادهٔ مقتول، حکم اعدام تبدیل به حبس شد. شاهرخ به ده سال و سمیه به دوازده سال حبس محکوم شدند. گزارشهای بعدی میگویند آنها احتمالأ پس از چند سال حبس آزاد شدند.
بازتاب عمومی و فرهنگی شاهرخ و سمیه
این پرونده در دههٔ ۷۰ خورشیدی در ایران سر و صدای زیادی برپا کرد و به یکی از نمادهای بحث در مورد رابطههای نوجوانان، تنشهای خانوادگی و انتخابهای جوانان تبدیل شد. روایتهای متعدد در رسانهها، تحلیلها و حتی اقتباسهای هنری (نمایشنامهها و مستندها) در سالهای بعد از ماجرا منتشر شد که موضوع را در حافظهٔ جمعی جامعهٔ ایران تثبیت کرد.
جمعبندی پرونده شاهرخ و سمیه
پروندهٔ شاهرخ و سمیه نمونهای تلخ از کنشهای خشونتآمیز نوجوانان است که نتیجهٔ فشارهای بیرونی و درونی شخصیتهای جوان در تقابل با هنجارهای اجتماعی بود. این جنایت، علیرغم گذشت دههها، همچنان موضوع بحثهای اجتماعی و حقوقی در ایران بوده و بهعنوان موردی که قضاوت عمومی، رسانهها و قانون را به چالش کشید شناخته میشود.