شهلا جاهد
MURDUR
NO.01 - 05/31
نام پرونده:
نام قاتل:
خدیجه -شهلا- جاهد
نام مقتول:
لاله سحرخیزان
زمان وقوع:
1969-05-10
گروه‌بندی پرونده:
مکان وقوع:
تهران، ایران
زمان مطالعه
تعداد بازدید
109 نفر
تاریخ انتشار
می 31, 2025
کرایم‌فریکز ◖ پرونده‌های جنایی ◖ پرونده شهلا جاهد
☰
فهرست پرونده: ×

پرونده شهلا جاهد

فهرست پرونده

هفدهم مهر ۱۳۸۱. سکوت خانه‌ای در خیابان گل‌نبی تهران با اتفاقی شکست که هیچ‌کس انتظارش را نداشت. دو پسر دانش‌آموز بعد از پایان کلاس‌های مدرسه به خانه برگشتند؛ بی‌خبر از اینکه قرار است با هولناک‌ترین صحنه‌ی زندگی‌شان روبه‌رو شوند: با پیکر غرق در خون مادرشان، لاله سحرخیزان که روی زمین اتاق خواب افتاده بود.

در ابتدا همه‌چیز شبیه یک قتل معمولی به نظر می‌رسید؛ اما خیلی زود پای زنی به میان آمد که رابطه‌اش با همسر مقتول، مسیر پرونده را کاملاً تغییر داد.

پرونده جنایی شهلا جاهد

شهلا جاهد چه نقشی در این قتل داشت؟ و چرا پرونده‌ای که با یک جنایت آغاز شد، نزدیک به هشت سال ادامه پیدا کرد؟

چرا پرونده شهلا جاهد این‌قدر جنجالی شد؟

قتل لاله سحرخیزان از همان روزهای نخست، دیگر یک پرونده‌ی قتل معمولی نبود. قربانی، همسر دائمی ناصر محمدخانی، ستاره سابق فوتبال ایران بود و کمی بعد، نام شهلا جاهد؛ زنی که سال‌ها به عنوان همسر موقت او شناخته می‌شد، به عنوان متهم اصلی پرونده مطرح شد. همین کافی بود تا این ماجرا خیلی زود از صفحات حوادث فراتر برود و به یکی از خبرهای داغ آن روزهای ایران تبدیل شود.

اما دلیل جنجالی شدن این پرونده، فقط نام افرادی نبود که در آن حضور داشتند. رسیدگی به آن نزدیک به هشت سال طول کشید؛ پرونده بارها میان شعب مختلف دادگاه جابه‌جا شد، احکام متفاوتی صادر شد و اعتراف‌ها و انکارهایی مطرح شدند که همیشه با هم همخوانی نداشتند. هرچه زمان می‌گذشت، به جای اینکه ابهام‌های پرونده کمتر شود، سؤال‌های تازه‌ای درباره آن شکل می‌گرفت.

شاید به همین دلیل است که هنوز هم، سال‌ها پس از پایان روند قضایی، این پرونده برای بسیاری تمام نشده است. برای درک اینکه چرا این ماجرا تا این اندازه پیچیده شد، باید به همان روزی برگردیم که همه‌چیز از آنجا آغاز شد.

لاله سحرخیزان؛ قربانی این پرونده

پیش از آنکه نام شهلا جاهد بر سر زبان‌ها بیفتد، زنی جان خود را از دست داده بود؛ لاله سحرخیزان، همسر دائمی ناصر محمدخانی و مادر دو فرزند. اطرافیانش او را زنی آرام، خانواده‌دوست و دور از حاشیه توصیف می‌کردند. زندگی این خانواده، دست‌کم از نگاه دیگران، آرام و بدون اتفاق خاصی به نظر می‌رسید.

صبح روز حادثه، لاله در خانه تنها بود. فرزندانش در مدرسه بودند و ناصر محمدخانی نیز همراه تیم پرسپولیس در اردوی آلمان حضور داشت. خانه در سکوت همیشگی خود بود؛ سکوتی که ساعاتی بعد با حمله فردی ناشناس شکسته شد. بر اساس گزارش پزشکی قانونی، لاله سحرخیزان بر اثر ضربات متعدد چاقو جان باخت. بیشتر جراحات مرگبار در ناحیه گردن وارد شده بود و آثار دفاع روی دستانش دیده می‌شد؛ نشانه‌ای که حکایت از تلاش او برای نجات جانش در آخرین لحظات داشت.

در همان ساعات نخست، مأموران تحقیقات خود را آغاز کردند. صحنه قتل سرنخ‌هایی در اختیار پلیس گذاشته بود، اما هنوز مشخص نبود این سرنخ‌ها در نهایت به چه کسی ختم خواهند شد.

شهلا جاهد چه کسی بود؟

با آغاز تحقیقات، نام یک زن بیش از دیگران مورد توجه قرار گرفت؛ خدیجه جاهد، که بیشتر با نام شهلا جاهد شناخته می‌شد. او متولد سال ۱۳۴۸ بود و سال‌ها با ناصر محمدخانی رابطه داشت؛ رابطه‌ای که در قالب ازدواج موقت شکل گرفته بود و همین موضوع از همان ابتدا توجه کارآگاهان را به خود جلب کرد.

افرادی که شهلا و ناصر محمدخانی را می‌شناختند، از رابطه‌ای پر فراز و نشیب میان آن دو صحبت می‌کردند. در کنار این موضوع، اختلاف‌هایی که میان شهلا و لاله سحرخیزان مطرح می‌شد، باعث شد مأموران این احتمال را با دقت بیشتری بررسی کنند.

در نهایت، پلیس پس از بررسی سرنخ‌های اولیه، شهلا جاهد را به عنوان مظنون اصلی شناسایی کرد و او در آبان ۱۳۸۱ بازداشت شد. با این حال، شهلا در نخستین بازجویی‌ها هرگونه دخالت در قتل را رد کرد و مسئولیت این جنایت را نپذیرفت. همین انکارها، پرونده را وارد مرحله‌ای تازه کرد؛ مرحله‌ای که در آن، مسیر تحقیقات دیگر به سادگی روزهای نخست نبود و هر روایت تازه، معمای پرونده را پیچیده‌تر از قبل می‌کرد.

آنچه در خانه‌ی لاله سحرخیزان و ناصر محمدخانی گذشت

ظهر هفدهم مهر ۱۳۸۱، خانه‌ی ناصر محمدخانی و لاله سحرخیزان به صحنه‌ی قتلی تبدیل شد که درباره‌ی جزئیاتش تا سال‌ها بحث بود. بررسی‌های اولیه نشان می‌داد عامل قتل بدون درگیری با فرد دیگری وارد خانه شده و پس از مواجهه با لاله، میان آن دو درگیری شدیدی رخ داده است؛ درگیری‌ای که در نهایت به قتل او انجامید.

وقتی مأموران وارد خانه شدند، آثار این درگیری در بخش‌های مختلف دیده می‌شد. وسایل خانه به هم ریخته بود و روی بدن لاله سحرخیزان آثار ضربات متعدد چاقو دیده می‌شد. گزارش پزشکی قانونی نیز نشان می‌داد بیشتر جراحات مرگبار به ناحیه گردن وارد شده و روی دستان او آثاری از دفاع وجود داشته است؛ نشانه‌ای که حکایت از تلاش قربانی برای مقاومت در آخرین لحظات داشت.

چند ماه بعد، پس از آنکه شهلا جاهد به قتل اعتراف کرد، روایت او از اتفاقات آن روز نیز وارد پرونده شد. او مدعی بود شب قبل مخفیانه وارد خانه شده و تا صبح همان‌جا مانده است. به گفته‌ی او، پس از خروج ناصر محمدخانی و فرزندانش، میان او و لاله سحرخیزان مشاجره‌ای شکل گرفت؛ مشاجره‌ای که خیلی زود به درگیری فیزیکی کشید.

شهلا در بازسازی صحنه جرم گفت ابتدا با جسمی سخت به سر لاله ضربه زده و سپس با چاقو به او حمله کرده است. این روایت بعدها یکی از مهم‌ترین مبانی رسیدگی دادگاه شد، اما از همان ابتدا همه‌ی ابهام‌ها را برطرف نکرد. بخشی از گفته‌های او با برخی یافته‌های پرونده و اظهارات بعدی‌اش همخوانی نداشت و همین موضوع، از همان روزهای نخست پرسش‌های تازه‌ای را به وجود آورد.

پاسخ بسیاری از این پرسش‌ها قرار بود در جریان تحقیقات مشخص شود؛ تحقیقاتی که هرچه پیش می‌رفت، ابعاد تازه‌ای از پرونده را آشکار می‌کرد.

سرنخ‌ها چگونه به شهلا جاهد رسیدند؟

با پایان بررسی‌های اولیه صحنه قتل، تحقیقات وارد مرحله‌ای شد که قرار بود هویت عامل جنایت را مشخص کند. کارآگاهان سرنخ‌های مختلفی را کنار هم گذاشتند؛ از بررسی صحنه جرم گرفته تا تماس‌های تلفنی، اظهارات نزدیکان خانواده و افرادی که به نوعی با این پرونده ارتباط داشتند.

در همان روزهای نخست، نام شهلا جاهد بیش از دیگران مورد توجه مأموران قرار گرفت. بررسی‌ها نشان می‌داد او شناخت دقیقی از زندگی ناصر محمدخانی و خانواده‌اش داشته و از رفت‌وآمدها و برنامه روزانه آن‌ها باخبر بوده است. همزمان، دفترچه یادداشت شخصی او نیز در جریان تحقیقات بررسی شد؛ نوشته‌هایی که در بخشی از آن‌ها به لاله سحرخیزان اشاره شده بود. از سوی دیگر، تماس‌های مکرر میان شهلا و ناصر محمدخانی و خاموش بودن تلفن همراه شهلا در بازه زمانی وقوع قتل نیز از جمله مواردی بود که مورد توجه تیم تحقیق قرار گرفت.

با این حال، همه چیز به همین سادگی نبود. هرچه بررسی‌ها ادامه پیدا می‌کرد، پرسش‌های تازه‌ای هم مطرح می‌شد. آلت قتاله هرگز پیدا نشد، دو ته‌سیگار کشف‌شده در محل حادثه از همان ابتدا جمع‌آوری نشدند و بعدتر برای بررسی به آزمایشگاه فرستاده شدند. همچنین نحوه ثبت و نگهداری برخی شواهد، از جمله وضعیت گاوصندوق و طلاهای موجود در خانه، بعدها با انتقادهایی همراه شد.

در گزارش‌ها همچنین به موارد دیگری هم اشاره شده بود؛ از جمله حوله‌ای خیس در خانه که این احتمال را مطرح می‌کرد قاتل پس از جنایت خود را شسته باشد. از سوی دیگر، گفته می‌شد بخشی از صحنه جرم، از جمله فرش آغشته به خون، پیش از تکمیل بررسی‌های کارشناسی شسته شده بود؛ اتفاقی که اگر درست باشد، می‌توانسته به از بین رفتن بخشی از شواهد منجر شود.

نحوه رسیدگی به پرونده نیز خالی از انتقاد نبود. با وجود تشکیل تیم ویژه در اداره آگاهی، بعدها مطرح شد که افرادی خارج از مجموعه پلیس، از جمله نیروهایی از حراست سازمان آب، نیز در بخشی از روند رسیدگی حضور داشته‌اند؛ موضوعی که از سوی برخی حقوقدانان و منتقدان پرونده مورد سؤال قرار گرفت.

با وجود این ابهام‌ها، روند تحقیقات متوقف نشد. شهلا جاهد نزدیک به یک سال هرگونه دخالت در قتل را انکار می‌کرد و مأموران همچنان در تلاش بودند تصویری روشن از آنچه در روز حادثه رخ داده بود به دست آورند.

اعتراف شهلا جاهد و بازسازی صحنه قتل

نقطه عطف تحقیقات، حدود یک سال بعد رقم خورد. پس از دیداری خصوصی میان ناصر محمدخانی و شهلا جاهد در محوطه اداره آگاهی، موضع شهلا تغییر کرد. او مدتی بعد به قتل اعتراف کرد و در ادامه، در بازسازی صحنه جرم نیز شرکت کرد. این اعتراف مسیر پرونده را به شکل قابل توجهی تغییر داد، اما در عین حال، بحث‌های تازه‌ای را هم به دنبال داشت؛ زیرا شهلا بعدها بارها اعترافات خود را پس گرفت و مدعی شد آن‌ها تحت فشار روانی بیان شده‌اند.

از همین جا بود که پرونده وارد حساس‌ترین مرحله خود شد؛ جایی که دیگر اختلاف بر سر پیدا کردن مظنون نبود، بلکه بحث اصلی بر سر این بود که آیا اعتراف‌ها و شواهد موجود، برای اثبات حقیقت کافی هستند یا نه.

چرا شهلا جاهد اعترافش را پس گرفت؟

پس از اعتراف شهلا جاهد، بسیاری تصور می‌کردند پرونده به پایان خود نزدیک شده است. او نه‌تنها مسئولیت قتل را پذیرفت، بلکه در بازسازی صحنه جرم نیز حضور یافت و جزئیاتی از نحوه ورود به خانه، محل پنهان شدن، درگیری با لاله سحرخیزان و نحوه قتل را شرح داد. از نگاه پلیس و دادستانی، بخشی از این جزئیات با شواهد موجود در پرونده مطابقت داشت و همین موضوع، اعتراف او را به یکی از مهم‌ترین دلایل انتساب قتل تبدیل کرد.

اما این پایان ماجرا نبود. شهلا جاهد در ادامه روند رسیدگی، اعترافاتش را پس گرفت و گفت آنچه بیان کرده، تحت فشار روانی و شرایط بازجویی بوده است. او بارها تأکید کرد که مرتکب قتل نشده و اطلاعاتی که در بازسازی صحنه مطرح کرده، به او القا شده است. همین تغییر موضع، دوباره پرونده را وارد مرحله‌ای تازه کرد.

در این میان، عبدالصمد خرمشاهی، وکیل شهلا جاهد، نیز نسبت به بخشی از روند رسیدگی انتقاد داشت. او معتقد بود اعتراف، به تنهایی نمی‌تواند دلیل قطعی برای اثبات جرم باشد؛ به‌ویژه وقتی برخی شواهد و گزارش‌های پرونده همچنان با پرسش‌هایی همراه هستند. خرمشاهی همچنین احتمال می‌داد اگر شهلا نقشی در این ماجرا داشته باشد، این نقش لزوماً به معنای مباشرت در قتل نبوده و احتمال حضور فرد یا افراد دیگری نیز باید بررسی می‌شد.

با این حال، هیچ‌یک از تحقیقات انجام‌شده نتوانست مدرکی قطعی برای اثبات حضور شخص دیگری در صحنه قتل ارائه کند. از سوی دیگر، دادگاه نیز اعتراف‌های اولیه شهلا، بازسازی صحنه جرم و مجموعه شواهد موجود را برای انتساب قتل کافی دانست و بر همین اساس رأی خود را صادر کرد.

شاید همین دو روایت متضاد است که این پرونده را تا امروز زنده نگه داشته است. از یک سو، دستگاه قضایی معتقد بود شواهد برای صدور حکم کافی است و از سوی دیگر، شهلا جاهد تا آخرین روزهای زندگی خود بر بی‌گناهی‌اش اصرار داشت. همین تضاد باعث شد پرونده، حتی پس از پایان رسیدگی، همچنان محل بحث و اختلاف نظر باقی بماند.

اما پیش از آنکه این ماجرا به پایان برسد، پرونده باید آخرین و سرنوشت‌سازترین مرحله خود را پشت سر می‌گذاشت؛ جلسات دادگاهی که قرار بود درباره سرنوشت شهلا جاهد تصمیم بگیرند.

دادگاه درباره شهلا جاهد چه تصمیمی گرفت؟

با پایان تحقیقات، پرونده وارد مرحله‌ای شد که قرار بود سرنوشت آن در دادگاه مشخص شود. جلسات رسیدگی به پرونده شهلا جاهد از همان ابتدا با استقبال گسترده رسانه‌ها همراه بود و هر جلسه، بازتاب زیادی در میان مردم پیدا می‌کرد. بسیاری این محاکمه را دنبال می‌کردند؛ نه فقط برای دانستن حکم نهایی، بلکه برای اینکه ببینند آیا پاسخ روشنی برای پرسش‌های پرونده پیدا خواهد شد یا نه.

در جریان دادگاه، فیلم بازسازی صحنه قتل نیز به نمایش درآمد؛ فیلمی که یکی از مهم‌ترین مستندات پرونده به شمار می‌رفت. شهلا جاهد در جلسات مختلف بارها درباره اعتراف‌ها و گفته‌های قبلی خود توضیح داد. او در برخی موارد حرف‌های گذشته‌اش را تکرار می‌کرد و در برخی دیگر، روایت متفاوتی ارائه می‌داد یا بخشی از اعترافاتش را پس می‌گرفت. همین تغییر موضع‌ها، از موضوعات اصلی جلسات دادگاه بود.

در مقابل، وکیل مدافع شهلا جاهد بارها به روند رسیدگی اعتراض کرد. او معتقد بود اعترافات موکلش به تنهایی برای صدور حکم کافی نیست و برخی از شواهد و ابهام‌های موجود در پرونده نیاز به بررسی بیشتری دارند. همچنین انتقادهایی نسبت به پخش فیلم اعترافات، حضور فرزندان مقتول در جلسات دادگاه، فضای رسانه‌ای پیرامون پرونده و نحوه رسیدگی در آن دوره مطرح شد؛ موضوعاتی که در طول محاکمه بارها مورد بحث قرار گرفتند.

حکم قصاص شهلا جاهد

با وجود این اعتراض‌ها، دادگاه نظر دیگری داشت. قضات مجموعه شواهد، اعتراف‌های اولیه شهلا جاهد و جزئیاتی را که او در بازسازی صحنه جرم بیان کرده بود، برای انتساب قتل کافی دانستند. در نهایت، حکم قصاص صادر شد و پس از طی مراحل مختلف رسیدگی، در دیوان عالی کشور نیز تأیید شد. با تأیید حکم، پرونده از مرحله رسیدگی قضایی عبور کرد و تنها یک گام تا اجرای حکم فاصله داشت.

آخرین تلاش‌ها برای نجات شهلا جاهد

بامداد دهم آذر ۱۳۸۹، پرونده‌ای که هشت سال در دادگاه‌ها، رسانه‌ها و افکار عمومی جریان داشت، به آخرین ایستگاه خود رسید. شهلا جاهد در زندان اوین برای اجرای حکم قصاص به پای چوبه دار رفت؛ حکمی که پس از طی تمام مراحل قانونی، به تأیید نهایی رسیده بود.

تا آخرین ساعات پیش از اجرای حکم، تلاش‌هایی برای جلب رضایت خانواده لاله سحرخیزان انجام شد. امید به بخشش هنوز از بین نرفته بود، اما این تلاش‌ها نتیجه‌ای نداشت. بر اساس گزارش‌های منتشرشده، شهلا جاهد در آخرین لحظات از خانواده لاله سحرخیزان عذرخواهی کرد، اما خانواده مقتول بر اجرای حکم اصرار داشتند.

اعدام شهلا جاهد

سرانجام، ساعت ۵:۴۵ صبح حکم قصاص اجرا شد و از نگاه دستگاه قضایی، رسیدگی به این پرونده به پایان رسید. پرونده‌ای که از قتل لاله سحرخیزان در مهر ۱۳۸۱ آغاز شده بود، هشت سال بعد با اجرای حکم بسته شد.

اما پایان روند قضایی، لزوماً به معنای پایان همه بحث‌ها نبود. برای گروهی، رأی دادگاه بر پایه شواهد و مستندات موجود صادر شده بود و پرونده همان‌جا به پایان رسید. در مقابل، عده‌ای همچنان اعتقاد داشتند برخی ابهام‌ها هرگز به‌طور کامل برطرف نشد و همه پرسش‌های این پرونده پاسخ روشنی پیدا نکرد.

شاید به همین دلیل است که نام شهلا جاهد و لاله سحرخیزان هنوز هم، سال‌ها پس از پایان این پرونده، در میان معروف‌ترین پرونده‌های جنایی ایران به چشم می‌خورد؛ پرونده‌ای که برای بعضی نماد اجرای عدالت است و برای بعضی دیگر، یادآور پرسش‌هایی که هیچ‌وقت پاسخ قطعی برای آن‌ها پیدا نشد.

ابهام‌هایی که بعد از اعدام باقی ماند

  • ملاقاتی که روند پرونده را تغییر داد
    شهلا جاهد نزدیک به یک سال اتهام قتل را انکار می‌کرد. اما پس از یک ملاقات خصوصی با ناصر محمدخانی در محوطه اداره آگاهی، موضع او تغییر کرد و مدتی بعد به قتل اعتراف کرد؛ دیداری که هنوز هم درباره تأثیر آن بر روند پرونده بحث می‌شود.
  • آلت قتاله هیچ‌گاه پیدا نشد
    با وجود سال‌ها تحقیق، چاقویی که گفته می‌شد با آن قتل انجام شده، هرگز کشف نشد. همین موضوع بعدها به یکی از محورهای اصلی انتقاد وکیل مدافع شهلا جاهد تبدیل شد.
  • بازسازی صحنه جرم همه ابهام‌ها را از بین نبرد
    اگرچه بازسازی صحنه جرم یکی از مهم‌ترین مستندات دادگاه بود، اما برخی از جزئیاتی که شهلا جاهد در آن مطرح کرد، با گزارش‌ها و اظهارات بعدی او همخوانی نداشت و بحث‌های زیادی به دنبال داشت.
  • آیا اعتراف برای اثبات قتل کافی بود؟
    در طول رسیدگی، دادگاه تنها به اعتراف‌های شهلا جاهد استناد نکرد. مجموعه‌ای از شواهد، گزارش‌های کارشناسی، بازسازی صحنه جرم و دیگر مستندات نیز در صدور رأی نقش داشتند؛ در مقابل، وکیل مدافع معتقد بود همین شواهد برای اثبات قطعی جرم کافی نیستند.
  • پرونده‌ای که هنوز هم درباره آن اختلاف نظر وجود دارد
    سال‌ها از اجرای حکم می‌گذرد، اما این پرونده همچنان یکی از پرونده‌هایی است که درباره آن دیدگاه‌های متفاوتی وجود دارد. برخی رأی دادگاه را پایان منطقی پرونده می‌دانند و برخی دیگر معتقدند هنوز همه ابهام‌های آن برطرف نشده است.

پرونده‌ی خوبی بود؟

با کلیک روی ستاره‌ها امتیاز بده...

معدل: 4.3 / 5. تعداد: 7

گروه‌بندی پرونده‌ها:
آدم‌خوار
تجاوز
قتل
گمشده‌

منابع

پرونده های دیگر

قاتل: مهین قدیری
مقتول: بانو، صفت‌الله و چهار زن دیگر
قاتل: نامعلوم
مقتول: الیزابت شورت
قاتل: زودیاک Zodiac
مقتول: بتی لو جنسن، دیوید آرتور فارادای، دارلین الیزابت فرین، سیسیلیا ان شپرد، پاول لی استاین
قاتل: تد باندی
مقتول: جونی لنز، لیندا آن هیلی، دونا گیل مانسن، نانسی ویلکاکس، دبرا کنت، کارین کمپبل، لینت کالور، سوزان کورتیس، مارگارت بومن، لیزا لوی و ...
قاتل: لیندزی کلنسی
مقتول: کورا، داوسون و کالان کلنسی
قاتل: کریس واتس
مقتول: شانان، سلست، بلا
قاتل: بهمن فرزانه
مقتول: الهه حسین نژاد
قاتل: مشخص نشده
مقتول: سروش ستوده
قاتل: جو اوگورا، هیروشی میانو، شینجی میناتو و یاسوشی واتانابه
مقتول: جونکو فوروتا
قاتل: شاهرخ وثوق، سميه شهبازی نیا
مقتول: محمدرضا و سپيده شهبازی نیا
قاتل: مهین قدیری
مقتول: بانو، صفت‌الله و چهار زن دیگر
قاتل: نامعلوم
مقتول: الیزابت شورت
قاتل: زودیاک Zodiac
مقتول: بتی لو جنسن، دیوید آرتور فارادای، دارلین الیزابت فرین، سیسیلیا ان شپرد، پاول لی استاین
قاتل: تد باندی
مقتول: جونی لنز، لیندا آن هیلی، دونا گیل مانسن، نانسی ویلکاکس، دبرا کنت، کارین کمپبل، لینت کالور، سوزان کورتیس، مارگارت بومن، لیزا لوی و ...
قاتل: لیندزی کلنسی
مقتول: کورا، داوسون و کالان کلنسی
قاتل: کریس واتس
مقتول: شانان، سلست، بلا
قاتل: بهمن فرزانه
مقتول: الهه حسین نژاد
قاتل: مشخص نشده
مقتول: سروش ستوده
قاتل: جو اوگورا، هیروشی میانو، شینجی میناتو و یاسوشی واتانابه
مقتول: جونکو فوروتا
قاتل: شاهرخ وثوق، سميه شهبازی نیا
مقتول: محمدرضا و سپيده شهبازی نیا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

گالری صحنه‌های جرم
ویس‌های ضبط شده
ویدیو‌های دادگاه
هدفمون چیه؟
کی هستیم؟
سوشال مدیا
همکاری با ما
پیشنهاد و انتقاد
کنیبال
گم‌شده
بسته شده
حل شده
حل نشده
کودک آزاری
تجاوز
حل شده
حل نشده
مضنونین
نژادپرستی
حل شده
حل نشده