صبح ۱۳ اوت ۲۰۱۸، شانان واتس بعد از یک سفر کاری به خانهاش در فردریک، کلرادو برگشته بود. چند ساعت بعد، خودش و دو دختر خردسالش، بلا و سلست، ناپدید شدند. ساعاتی بعد، کریس واتس، همسر شانان و پدر دو دختر، مقابل دوربینها ظاهر شد و از خانوادهاش خواست به خانه بازگردند. ظاهر ماجرا، تصویر پدری نگران بود که نمیداند همسر و فرزندانش کجا هستند. اما پشت این تصویر، حقیقت بسیار تاریکتری پنهان شده بود؛ چون خانواده واتس جایی نرفته بودند و کریس بهتر از هرکس دیگری میدانست آنها کجا هستند.

معرفی کوتاه پرونده خانواده واتس
پرونده کریس واتس ابتدا به عنوان یک گزارش ناپدید شدن آغاز شد؛ مادری جوان، دو دختر خردسال و یک جنین که ناگهان هیچ اثری از آنها نبود. اما فاصله چندانی میان شروع جستوجو و شکلگیری نخستین سوظنها علیه کریس واتس وجود نداشت.
شانان در زمان ناپدیدشدن ۳۴ سال داشت و حدود ۱۵ هفته باردار بود. دخترانش، بلا و سلست، چهار و سه ساله بودند. کریس، همسر شانان و پدر بچهها، در همان ساعات اولیه با پلیس و رسانهها صحبت کرد و مدعی شد صبح، پیش از رفتن به محل کار، همسر و دخترهایش را دیده است. اما هرچه مأموران بیشتر در زندگی این خانواده جستوجو کردند، تصویر خانوادهای که ظاهراً با یک ناپدید شدن مرموز روبهرو شده بود، شروع به فرو ریختن کرد.

شانان واتس؛ مادر بارداری که همراه دو دخترش ناپدید شد
شانان و کریس در سال ۲۰۱۰ از طریق فیسبوک با یکدیگر آشنا شدند و دو سال بعد ازدواج کردند. حاصل این ازدواج دو دختر به نامهای بلا و سلست بود و خانواده در فردریکِ کلرادو زندگی میکردند. در تابستان ۲۰۱۸، شانان سومین فرزندشان را باردار بود و برایش نام نیکو را انتخاب کرده بودند.
شانان در حوزه فروش مستقیم برای شرکت Le-Vel فعالیت میکرد و کریس در شرکت نفتی Anadarko مشغول به کار بود. زندگی آنها از بیرون شبیه زندگی بسیاری از خانوادههای جوان آمریکایی به نظر میرسید، اما پشت این تصویر، مشکلاتی وجود داشت. خانواده در سال ۲۰۱۵ اعلام ورشکستگی کرده بودند و رابطه میان شانان و کریس نیز در ماههای پایانی وارد دورهای پرتنش شده بود.
شانان تغییر رفتار همسرش را احساس کرده بود. پیامها و گفتوگوهای باقیمانده از هفتههای آخر زندگیاش نشان میدهند که او متوجه فاصلهای شده بود که میان خودش و کریس شکل گرفته بود و سعی داشت بفهمد چه اتفاقی برای ازدواجشان افتاده است. او نمیدانست دلیل اصلی این فاصله، رابطهای پنهانی است که شوهرش با زن دیگری آغاز کرده بود.

رابطهی پنهانی کریس واتس و نیکول کسینجر دور از چشم شانن
کریستوفر لی واتس و شانان در ظاهر زندگی مشترکی شبیه بسیاری از زوجهای جوان داشتند؛ دو فرزند، خانهای در فردریک و حالا انتظار برای تولد فرزند سوم. اما در ماههای پایانی، فاصلهای میان آنها شکل گرفته بود که شانان هم کمکم متوجه آن شده بود. رفتار کریس تغییر کرده بود و رابطهای که زمانی برای شانان آشنا و قابل پیشبینی به نظر میرسید، دیگر همان شکل سابق را نداشت.
در همین دوران، پای زن دیگری به زندگی کریس باز شده بود؛ نیکول کسینجر، یکی از همکارانش در شرکت Anadarko. رابطه آنها از شانان پنهان بود و کریس به کسینجر گفته بود که ازدواجش رو به پایان است و احتمالاً به زودی از شانان جدا خواهد شد. برای کسینجر، ماجرا شبیه شروع یک رابطه تازه بود؛ اما برای شانان، واقعیت چیز دیگری بود. او در حالی که فرزند سومشان را باردار بود، تلاش میکرد بفهمد چرا همسرش از او فاصله گرفته و چه چیزی باعث تغییر رفتار او شده است.

در ۱۳ اوت ۲۰۱۸ چه اتفاقی افتاد؟
شانان حدود ساعت ۱:۴۸ بامداد ۱۳ اوت از سفر کاری خود به آریزونا به خانه برگشت. چند ساعت بعد، همهچیز تغییر کرده بود. وقتی نیکول اتکینسون (دوست شانن) متوجه شد شانان نه به پیامهایش پاسخ میدهد و نه به نوبت پزشکیاش رفته است، به خانه او رفت. وسایل شخصی شانان هنوز داخل خانه بود و چیزی نشان نمیداد که او برای رفتن آماده شده باشد. حتی حلقه ازدواجش نیز در خانه پیدا شد. خودرو نیز سر جای خود بود و صندلیهای مخصوص بلا و سلست همچنان در آن قرار داشت.
اما مادر و دو دخترش نبودند.
کریس صبح همان روز به پلیس گفت وقتی برای رفتن به محل کار از خانه خارج شده، شانان و دخترها را دیده است. او در گفتوگو با پلیس و رسانهها تلاش میکرد نشان دهد که خانوادهاش او را گذاشته و رفتهاند و حتی مقابل دوربینها از آنها خواست برگردند. اما حقیقت این بود که خانواده واتس هرگز خانه را ترک نکرده بودند.

کم کم دروغهای کریس واتس آشکار شد
پلیس از همان ابتدا با پروندهای مواجه بود که در آن جزئیات کوچک اهمیت زیادی داشتند. وضعیت خانه، تلفنها، خودرو، رفت و آمدهای کریس و تصاویر دوربینهای نظارتی، همه باید کنار یکدیگر قرار میگرفتند. تصاویر دوربین همسایه نشان میدادند کریس صبح آن روز در اطراف خانه و خودروی خود رفت و آمد داشته است. این تصاویر با توضیح سادهای که او درباره صبح آن روز ارائه میداد، کاملاً همخوانی نداشتند. از طرف دیگر، بررسی زندگی شخصی او رابطهاش با نیکول کسینجر را آشکار کرد. مأموران همچنین به سراغ تلفنها و ارتباطات آنها رفتند و در کنار آن، اظهارات کریس را با شواهد فیزیکی و تصویری مقایسه کردند.
تحقیقات به تدریج روی چند محور اصلی متمرکز شد:
- وضعیت خانه و وسایل باقیمانده شانان
- تصاویر دوربینهای نظارتی
- ارتباطات تلفنی و پیامها
- رابطه کریس با نیکول کسینجر
- تناقضهای موجود در اظهارات کریس
- محل کار و مسیر حرکت او در صبح حادثه
هیچکدام از این موارد به تنهایی تمام پرونده را حل نمیکردند، اما وقتی کنار هم قرار گرفتند، روایت کریس دیگر به سادگی قابل باور نبود.

کریس واتس اعتراف کرد اما باز هم دروغ گفت
فشار تحقیقات سرانجام به جایی رسید که کریس تحت آزمایش دروغسنجی قرار گرفت و در آن شکست خورد. پس از آن، او درخواست کرد با پدرش صحبت کند و در جریان این گفتوگو شروع به اعتراف کرد. اما اولین اعتراف کریس، تمام حقیقت نبود. او مدعی شد شانان دخترهایشان را کشته و بعد خودش در واکنش به این اتفاق، شانان را به قتل رسانده است. به این ترتیب، حتی در لحظهای که دیگر نمیتوانست مرگ خانوادهاش را انکار کند، تلاش کرد بخش مهمی از مسئولیت را متوجه همسرش کند. این روایت اما مدت زیادی دوام نیاورد.
کریس در نهایت پذیرفت که خودش مسئول مرگ شانان، بلا و سلست بوده است. او اعتراف کرد که با دستانش شانان واتس، همسر بیچارهی خود را که در آن زمان ۱۵ هفته باردار بود، خفه کرد و پس از مرگ شانان، جسد او را پنهان کرد و سپس بلا و سلست را که هنوز زنده بودند، همراه خود به سمت محل کارش برد. جسد مادرشان در کف خودرو قرار داشت و دو دختر خردسال در صندلی عقب نشسته بودند. بعدها کریس در اعترافاتش گفت که دخترها در طول مسیر هنوز با او صحبت میکردند و او را «بابا» صدا میزدند؛ جزئیاتی که تصویر این سفر را از آنچه پیشتر تصور میشد، هولناکتر میکند.

سفری که دخترها هرگز از آن برنگشتند
کریس به سمت یکی از سایتهای نفتی Anadarko در منطقه Weld County رفت؛ محلی دور افتاده که میتوانست به پنهان کردن اجساد کمک کند. او ابتدا جسد شانان را از خودرو بیرون آورد و در محلی که بعداً به عنوان گور کمعمق او شناسایی شد قرار داد. سپس به سراغ دخترها رفت. طبق اعترافات بعدی کریس، سلست اولین قربانی بود؛ او پتو را روی صورت دختر سهساله کشید و با دست، راه تنفسش را بست. بلا در تمام این مدت در همان نزدیکی حضور داشت و شاهد اتفاقی بود که برای خواهر کوچکش افتاد.
بعد از آن، کریس به سراغ بلا رفت. طبق روایت خودش، دختر چهار ساله که متوجه شده بود همان اتفاق قرار است برای او هم تکرار شود، از پدرش خواست این کار را با او نکند. جملهای که در روایتهای بعدی پرونده از زبان بلا نقل شد، یکی از دردناکترین بخشهای اعتراف کریس بود:
«بابا، با من هم همین کار رو میکنی؟»
کریس سپس جسد هر دو دختر را در دو مخزن نفت جداگانه انداخت و شانان را در گوری کمعمق همان محل دفن کرد. به این ترتیب، جایی که قرار بود تنها محل کار او باشد، به محل پنهانکردن اجساد هر سه عضو خانوادهاش تبدیل شد.

کریس واتس در دادگاه و پنج بار حکم حبس ابد
کریس واتس در ۶ نوامبر ۲۰۱۸ به تمام اتهامات خود اعتراف کرد. اتهامات او شامل پنج فقره قتل درجه یک، یک فقره پایان غیرقانونی بارداری و سه فقره دستکاری جسد بود.
در ۱۹ نوامبر، دادگاه پنج حکم حبس ابد بدون امکان آزادی مشروط برای او صادر کرد؛ سه حکم به شکل متوالی و دو حکم به صورت همزمان. علاوه بر آن، برای پایان غیرقانونی بارداری ۴۸ سال و برای سه فقره دستکاری جسد، مجموعاً ۳۶ سال حبس در نظر گرفته شد. به این ترتیب، پرونده بدون یک محاکمه طولانی هیئت منصفه به پایان رسید. کریس واتس مسئولیت قتل خانوادهاش را پذیرفته بود و حالا باید باقی عمرش را پشت میلههای زندان میگذراند.

سرنوشت نهایی پرونده کریس واتس
در دسامبر ۲۰۱۸، واتس به دلیل نگرانیهای امنیتی از کلرادو خارج و به یک زندان در ویسکانسین منتقل شد. او همچنان در حال گذراندن احکام حبس ابد بدون امکان آزادی مشروط است.
اما پرونده با صدور حکم کاملاً از ذهن مردم کنار نرفت. یکی از دلایلش این بود که کریس حتی بعد از محکومیت نیز روایتهای متفاوتی از آنچه رخ داده بود ارائه کرد. در فوریه ۲۰۱۹، او در زندان با مأموران FBI، اداره تحقیقات کلرادو و پلیس فردریک مصاحبهای طولانی انجام داد و جزئیات بیشتری درباره قتلها مطرح کرد.

با این حال، روایتهای بعدی او را هم نمیتوان بدون بررسی پذیرفت. کریس یک بار شانان را مسئول مرگ دخترها معرفی کرده بود و بعد خودش مسئولیت قتل هر سه نفر را پذیرفته بود. به همین دلیل، هر ادعایی که سالها بعد درباره انگیزه یا میزان برنامهریزی قبلی مطرح کرد، باید در کنار شواهد مستقل پرونده سنجیده شود.

نکات کمتر شنیده شده درباره پرونده
- نیکول کسینجر همدست کریس نبود.
نیکول کسینجر در این پرونده به قتل متهم نشد و مدرک معتبری که او را شریک جنایت معرفی کند، وجود ندارد. بنابراین روایتهایی که او را به عنوان همدست قطعی کریس معرفی میکنند، نباید به عنوان واقعیت مطرح شوند. - شانان هنگام مرگ تنها یک قربانی نبود؛ فرزند سومش نیز هرگز متولد نشد.
او حدود ۱۵ هفته باردار بود و خودش و کریس برای پسرشان نام نیکو را انتخاب کرده بودند. همین موضوع باعث شد پرونده علاوه بر اتهامات مربوط به قتل، با اتهام پایان غیرقانونی بارداری نیز همراه شود. - کریس ابتدا تلاش کرد داستان دیگری برای قتلها بسازد.
او در نخستین اعترافش گفت شانان دخترها را کشته است؛ روایتی که بعدها پس گرفت و مسئولیت مرگ هر سه نفر را پذیرفت. - پرونده تنها بر اساس اعتراف کریس حل نشد.
تصاویر دوربینها، دادههای تلفنی، وضعیت خانه، رابطه پنهانی، تحقیقات محل کار و مجموعهای از شواهد دیگر، در کنار اعترافات او قرار گرفتند.
و شاید تلخترین بخش ماجرا همین باشد: کریس واتس در نخستین ساعات پس از ناپدیدشدن خانوادهاش، مقابل دوربینها ایستاد و از شانان و دخترهایش خواست به خانه برگردند؛ در حالی که خودش میدانست آنها دیگر هرگز قرار نیست از آن در وارد شوند.
