غروب بیست و چهارم ژانویه ۲۰۲۳ در شهر داکسبری ایالت ماساچوست، آرامش محله با یک تماس اضطراری از هم پاشید. پاتریک کلنسی برای تهیهی دارو و تحویل سفارش شام از ThreeV از خانه بیرون رفت و وقتی به خانه بازگشت، با پیکر نیمهجان همسرش در محوطه بیرونی خانه روبهرو شد؛ زنی که پس از آسیب زدن به خود، از پنجره طبقه دوم سقوط کرده بود.
پاتریک در میان وحشت و ناباوری با شماره ۹۱۱ تماس گرفت و وقتی سراغ فرزندانش را گرفت، با پاسخی کوتاه از همسرش به سمت پلههای زیرزمین هدایت شد؛ جایی که در تاریکی آن، یکی از بحثبرانگیزترین پروندههای جنایی و روانپزشکی سالهای اخیر آغاز شد.

شب فاجعه در خانه پلاک ۴۷ خیابان سامر؛ پاتریک کلنسی چه دید؟
غروب بیست و چهارم ژانویه ۲۰۲۳ در شهر داکسبری ایالت ماساچوست، آرامش محله با یک تماس اضطراری از هم پاشید. پاتریک کلنسی برای تهیهی دارو و تحویل سفارش شام از ThreeV از خانه بیرون رفت و وقتی به خانه بازگشت، با پیکر نیمهجان همسرش در محوطه بیرونی خانه روبهرو شد؛ زنی که پس از آسیب زدن به خود، از پنجره طبقه دوم سقوط کرده بود.

با رسیدن نخستین واحدهای پلیس و تکنسینهای فوریتهای پزشکی، فوت کورا و داوسون در همان محل تأیید شد، اما قلب کالن هشتماهه همچنان ضربان بسیار ضعیفی داشت که بلافاصله به وسیله بالگرد امداد به بیمارستان کودکان بوستون انتقال یافت. لیندزی کلنسی که بر اثر سقوط از پنجره طبقه دوم دچار آسیب شدید ستون فقرات و تحت مراقبتهای ویژه در بیمارستان بستری شد. و برای همیشه از کمر به پایین فلج ماند، . در حالی که کالن نیز پس از سه روز تلاش کادر درمان به دلیل آسیبهای غیرقابل بازگشت مغزی جان باخت.

زندگی خانوادگی لیندزی و پاتریک کلنسی پیش از تراژدی
لیندزی کلنسی، زن ۳۲ سالهای بود که به عنوان پرستار بخش زایمان در بیمارستان عمومی ماساچوست (MGH) فعالیت میکرد. در نگاه آشنایان، همسایگان و بستگان، او زنی آرام، مهربان و مادری متعهد بود که زندگی مشترک باثباتی را در کنار همسرش پاتریک اداره میکرد. ثبت تصاویر و خاطرات روزمره در فضای مجازی نیز گویای زندگی خانوادگی آرامی بود که نشانهای از تنشهای شدید یا سابقه درگیری خانوادگی در آن وجود نداشت.
با این حال، پس از تولد سومین فرزند یعنی کالن، نشانههایی از اضطراب فزاینده و افت سلامت روان در لیندزی پدیدار شد. با وجود اینکه او خود به واسطه شغلش با مراحل پس از زایمان آشنایی کامل داشت، مدیریت شرایط برایش دشوار شد و خانواده برای دریافت کمکهای تخصصی روانپزشکی اقدام کردند.

پیش از جنایت چه اتفاقی برای سلامت روان لیندزی کلنسی افتاد؟
لیندزی در ماههای پاییز و اوایل زمستان پیش از حادثه، به چندین متخصص روانپزشکی مراجعه کرد و در مقاطع مختلف داروهای متعددی از دستههای ضدافسردگی و ضداضطراب برای او تجویز و دوز آنها تغییر داده شد. او حتی در اوایل ژانویه ۲۰۲۳ به صورت داوطلبانه برای چند روز در بیمارستان روانپزشکی مکلین بستری شد تا وضعیت خلقی و اضطرابی او ارزیابی شود.

طبق مدارک پزشکی ارائه شده در جلسات دادگاه، پزشکان بیمارستان مکلین در ارزیابی خود علائم بارز سایکوز یا روانپریشی ثبت نکردند و تشخیص اولیه روی اضطراب شدید و افسردگی متمرکز بود. لیندزی در پنجم ژانویه از مرکز مرخص شد، اما طبق اظهارات خانواده، احساس سردرگمی و عدم تعادل خلقی او همچنان ادامه داشت؛ موضوعی که بعدها در روند دادرسی به محور اصلی اختلاف میان تیم دفاع و دادستانی تبدیل گردید.

تایملاین روز جنایت؛ لیندزی کلنسی در آن چند ساعت چه کرد؟
دادههای فنی استخراج شده از گوشی تلفن همراه و ساعت هوشمند اپل متعلق به لیندزی، جزئیاتی دقیق از دقایق منتهی به فاجعه را برای بازرسان روشن کرد. بررسی تاریخچه نقشه نشان داد که لیندزی در ساعت ۴:۱۳ بعدازظهر رستوران محلی ThreeV در شهر پلیموث را جستجو کرده است. دقایقی بعد، او در ساعت ۴:۵۳ با همسرش تماس گرفت و پس از آن پیامهایی میان آنها ردوبدل شد که در آن لیندزی از پاتریک خواست برای دریافت داروی ملین کودکان (Kids’ Miralax) به داروخانه CVS برود و سپس سفارش شام را از رستوران ThreeV تحویل بگیرد.
پاتریک خانه را ترک کرد تا مسیری را طی کند که به دلیل بعد مسافت، رفت و برگشت آن حدود ۴۵ تا ۵۰ دقیقه طول میکشید. تحلیل اطلاعات ساعت هوشمند لیندزی نشان داد که او در این فاصله زمانی بین طبقات خانه و زیرزمین حرکت کرده است. دادستانی بعدها روی همین فاصله زمانی دست گذاشت و استدلال کرد که لیندزی با بررسی مسیر ThreeV میدانسته چه مدت Patrick از خانه دور خواهد بود.

نظریه دادستانی در برابر استدلالهای تیم دفاع
با تشکیل جلسات اولیه تفهیم اتهام در دادگاه، دو قرائت کاملاً متضاد از سوی دادستانی و وکلای مدافع مطرح شد. دادستان منطقه با استناد به جستجوی رستوران ThreeV در تلفن همراه و ارسال پاتریک به مقصدی نسبتاً دور، استدلال کرد که لیندزی عامدانه همسرش را از خانه دور کرده تا زمان کافی برای انجام خفهکردن کودکان در اختیار داشته باشد؛ رویکردی که دادستانی آن را شاهدی بر برنامهریزی، هوشیاری و آگاهی در لحظه ارتکاب عمل دانست و اتهام قتل درجه یک را مطرح کرد.

در مقابل، در مقابل، وکیل مدافع لیندزی با اشاره به سابقه روانپزشکی و تغییرات متعدد در روند درمان او، استدلال کرد که موکلش هنگام ارتکاب قتلها از نظر کیفری مسئول اعمال خود نبوده است. تیم دفاع با مطرح کردن دفاعیه جنون مدعی شد که تغییرات مداوم داروهای سنگین اعصاب در ماههای پیش از حادثه، عملکرد ادراکی او را مخدوش کرده و او تحت تأثیر توهمات شنیداری و انقطاع روانی ناشی از روانپریشی پس از زایمان دست به این اقدام زده است، بی آنکه ماهیت رفتارش را درک کند.

وضعیت جسمانی لیندزی کلنسی و جریان دادرسی در دادگاه
لیندزی کلنسی بر اثر سقوط از پنجره و آسیب وارده به ستون فقرات، دچار فلج دائمی اندامهای تحتانی شده و توانایی راه رفتن را برای همیشه از دست داد. او به دلیل محدودیتهای حرکتی و شرایط جسمانی، در جلسات دادرسی ابتدایی از طریق ارتباط تصویری از تخت بیمارستان و سپس با استفاده از ویلچر حاضر شد؛ موقعیتی که توجه گسترده رسانههای محلی و ملی آمریکا را به همراه داشت.

بر خلاف برخی پروندههای مشابه، پاتریک کلنسی مدتی پس از فاجعه با صدور یک بیانیه متنی از عموم مردم خواست تا لیندزی را با خشم قضاوت نکنند. پاتریک نوشت که همسرش را میبخشد، چرا که باور دارد زنی که با مهربانی کودکانش را پرورش میداد با کسی که مرتکب این جنایت شد کاملاً متفاوت بوده است.

آخرین وضعیت پرونده لیندزی کلنسی و انتظار برای حکم دادگاه
پرونده لیندزی کلنسی در سیستم قضایی ایالت ماساچوست به مرحلهای حساس و معلق رسیده است. متهم با سه فقره اتهام قتل درجه یک و خفهکردن روبهرو است، اما در چارچوب قوانین ایالتی، هیئت منصفه این اختیار را دارد که درباره عدم مسئولیت کیفری به دلیل جنون تصمیمگیری کند یا اتهامات را ذیل درجات دیگری از قتل و قتل شبهعمد مورد ارزیابی قرار دهد؛ تصمیمی که مرز میان سپری کردن زندگی در یک مرکز نگهداری روانی ویژه یا تحمل حبس ابد در ندامتگاه ایالتی را مشخص خواهد کرد. اکنون بعد از گذشت سه سال، هنوز پرونده باز مانده است.
دادستانی میگوید Lindsay Clancy میدانست چه میکند؛ زنی که برای به تنهایی، شوهرش را به خرید فرستاد و بعد سه فرزندش را کشت. دفاع میگوید همان زن، پیش از آنکه دست به این کار بزند، در ذهن خودش دیگر در دنیای واقعی زندگی نمیکرد.
حالا تصمیم با هیئت منصفه است و تا به امروز، آنها هنوز تصمیمی نگرفتهاند.
