زنی حدوداً ۶۰ ساله از مقبره چهار انبیا در قزوین بیرون آمد که زن جوانی به او نزدیک شد. چند جمله صمیمانه بینشان ردوبدل شد و زن جوان گفت او را یاد مادرش میاندازد. بعد هم پیشنهاد داد با ماشین او را به مقصد برساند.
زن سوار یک رنو شد. داخل خودرو، راننده نوشیدنیای به او تعارف کرد و اصرار داشت آن را بخورد. زن قبول نکرد. چند دقیقه بعد متوجه شد مسیر خودرو با مقصدی که داشت هماهنگ نیست. از راننده خواست توقف کند و وقتی خودرو ایستاد، خودش را بیرون انداخت و فرار کرد.
آن زن شاید در همان لحظه نمیدانست چه اتفاقی افتاده، اما چیزی را به خاطر سپرد که برای پلیس اهمیت زیادی داشت: زنی جوان، یک رنو و نوشیدنیای که قرار بود او را بیهوش کند.
قتلهای سریالی قزوین از کجا شروع شد؟
مرگ چند زن مسن در مدت نسبتاً کوتاهی توجه پلیس قزوین را به خود جلب کرده بود. قربانیان شباهتهایی با یکدیگر داشتند؛ هم از نظر سن و هم شرایطی که پیش از مرگشان در آن قرار گرفته بودند.
در چند مورد، طلا و پول قربانیان نیز ناپدید شده بود. نشانهای از درگیری طولانی و شدید هم در صحنهها دیده نمیشد. این مسئله برای پلیس مهم بود، چون نشان میداد قاتل احتمالاً پیش از حمله، راهی برای نزدیک شدن به قربانی و کم کردن امکان مقاومت او پیدا میکرد.
قربانیان بیشتر زنان مسنی بودند که احتمال داشت طلا یا پول همراه داشته باشند. نزدیک شدن به آنها هم در مکانهایی انجام میشد که صحبت کردن با یک غریبه چندان غیرعادی نبود؛ از جمله اطراف زیارتگاهها.
روش کار ساده اما خطرناک بود: جلب اعتماد، سوار کردن قربانی در خودرو، بیهوش کردن او با ماده خوابآور و سپس خفه کردن.
اما برای اینکه تصویر دقیقتری از پرونده داشته باشیم، باید سراغ قربانیان رفت؛ زنانی که هرکدام در موقعیتی جداگانه وارد مسیر قاتل شدند.
قربانیان مهین قدیری چگونه کشته شدند؟
بر اساس اعترافات و گزارشهای منتشرشده درباره پرونده، مهین قدیری قربانیان خود را با هدف سرقت انتخاب میکرد. او معمولاً ابتدا اعتماد آنها را به دست میآورد و بعد با پیشنهاد رساندنشان به مقصد، آنها را سوار رنو میکرد.
مادهای خوابآور در نوشیدنی قربانی میریخت. وقتی اثر ماده شروع میشد و هوشیاری زن پایین میآمد، امکان مقاومت هم کمتر میشد. پس از آن، مهین قربانی را خفه میکرد و طلا و پولش را برمیداشت. اما قتلهای مهین قدیری دقیقاً یک شکل نداشتند و در گزارشهای پرونده جزئیات متفاوتی درباره بعضی قربانیان آمده است.
صفتالله؛ صاحبخانهای که قربانی مهین شد
در میان قربانیان پرونده، نام صفتالله، صاحبخانه مهین نیز دیده میشود؛ موضوعی که پرونده را از الگوی قتل زنان مسن برای سرقت جدا میکند.
بر اساس گزارشهای منتشرشده، صفتالله نیز به دست مهین به قتل رسید و نام او در پرونده شش فقره قتل عمد قرار گرفت. با توجه به تفاوت روایتهای رسانهای درباره جزئیات هر یک از قتلها، اطلاعات منتشرشده درباره شیوه دقیق قتل او به اندازه برخی قربانیان دیگر یکسان نیست.
آنچه در پرونده قضایی قطعی بود، این بود که قتل او نیز در مجموعه اتهامات مهین قرار گرفت و دادگاه در نهایت بابت آن حکم قصاص صادر کرد.
زنان مسنی که با اعتماد به مهین سوار رنوی او شدند
بخش اصلی پرونده مربوط به زنانی بود که مهین آنها را برای سرقت هدف قرار داده بود. او در مکانهایی که زنان مسن رفتوآمد داشتند به آنها نزدیک میشد، با آنها صحبت میکرد و تلاش میکرد رابطهای کوتاه اما دوستانه ایجاد کند. او از جملههایی مانند اینکه «شبیه مادرم هستی» برای ایجاد همین اعتماد استفاده میکرد.
پس از آن، پیشنهاد رساندن زنان به مقصدشان را میداد. وقتی قربانیها سوار خودرویش میشدند، مرحله بعد شروع میشد. نوشیدنی حاوی ماده خوابآور به آنها میداد و پس از کاهش سطح هوشیاری، مهین قدیری آنان را خفه میکرد. سپس طلا، پول یا سایر اموال ارزشمندشان را برمیداشت و جسدشان را در محلهای دیگری رها میکرد.
در یکی از قتلها، علاوه بر خفه کردن، از ضربه به سر قربانی نیز صحبت شده و گزارشهایی درباره استفاده از کیسه برای پوشاندن سر او منتشر شده است.
به این ترتیب، اجساد زنانی که چند ساعت قبل زندگی عادی خود را داشتند، در نقاط مختلف پیدا میشدند؛ در حالی که ارتباط میان آنها هنوز برای پلیس روشن نبود.
چرا پلیس به یک قاتل زنجیرهای مشکوک شد؟
تکرار چند ویژگی در پروندهها باعث شد فرضیه قتلهای مرتبط جدیتر شود. قربانیان عمدتاً زنانی مسن بودند، در بعضی موارد اموالشان ناپدید شده بود و نشانههایی وجود داشت که نشان میداد قاتل توانسته بدون درگیری جدی به آنها نزدیک شود.
اما هنوز یک سؤال اساسی وجود داشت: مهین قدیری چگونه قربانیان را سوار خودرو میکرد؟ پاسخ این سؤال زمانی پیدا شد که یک زن از رنوی مهین جان سالم به در برد.
زنی که قرار بود قربانی بعدی باشد
۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۸، زنی حدوداً ۶۰ ساله از مقبره چهار انبیا خارج شد. مهین قدیری به او نزدیک شد و همان شیوهای را که در موارد قبلی استفاده کرده بود، تکرار کرد. او با زن صحبت کرد، گفت شبیه مادرش است و پیشنهاد رساندن او را داد.
زن سوار خودرو شد. داخل رنو، مهین نوشیدنیای به او تعارف کرد. اما زن آن را نخورد. او از قبل درباره قتلهای اخیر شنیده بود و نسبت به این پیشنهاد مشکوک شد.
چند دقیقه بعد، مسیر خودرو بیشتر باعث نگرانی او شد. مقصدی که انتظار داشت در آن جهت قرار نداشت. از مهین خواست خودرو را متوقف کند و سرانجام توانست از ماشین خارج شود. این اتفاق مسیر تحقیقات را تغییر داد.
برای اولین بار، پلیس با زنی روبهرو بود که خودش داخل خودرو نشسته بود و میتوانست درباره راننده، ماشین و نحوه نزدیک شدن او توضیح بدهد. مهمتر از همه، یک مشخصه واضح وجود داشت: رنو با رنگ روشن، که در روایتهای پرونده از آن با عنوان رنوی کرمرنگ یاد شده است.
یک برگه جریمه، رنو را به مهین قدیری رساند
پلیس برای پیدا کردن خودرو شروع به بررسی رنوهای موجود کرد. در گزارشهای منتشرشده درباره تحقیقات، از بررسی تعداد بسیار زیادی خودرو، حتی بیش از ۲۷ هزار رنو، صحبت شده است.
اما سرنخ نهایی از جایی به دست آمد که در نگاه اول ارتباطی با قتل نداشت: یک جریمه رانندگی. بررسی سوابق جریمهها نشان داد خودرویی با مشخصات مورد نظر پلیس در محدودهای که برای پرونده اهمیت داشت، جریمه شده است. با پیگیری مالک خودرو، نامی به دست آمد که تحقیقات را وارد مرحله تازهای کرد:
مهین قدیری.
پلیس حالا نهتنها مشخصات خودرو، بلکه نام صاحب آن را هم در اختیار داشت.
مهین قدیری چه کسی بود؟
مهین قدیری هنگام دستگیری ۳۲ سال داشت و در قزوین زندگی میکرد. او مادر دو دختر بود و در منطقه مینودر سکونت داشت.
در گفتوگوهایی که بعدها از او منتشر شد، مهین درباره مشکلات مالی، بدهیها و شرایط سخت زندگیاش صحبت کرده بود و مسائل اقتصادی را یکی از مشکلات اصلی زندگی خود میدانست. اما مشکلات مالی بهتنهایی توضیحی برای آنچه در پرونده رخ داده بود نبود. پروندهای که پلیس با آن روبهرو بود، شامل چند قتل عمد و سرقت اموال قربانیان بود.
از طرف دیگر، نام مهین یک بار پیش از این نیز در یک پرونده قتل مطرح شده بود. او در سال ۱۳۸۵ در ارتباط با پروندهای مظنون شده بود، اما آن پرونده به محکومیت او منتهی نشد. اکنون، چند سال بعد، سرنخهای یک پرونده کاملاً متفاوت دوباره به همان زن رسیده بود.
دستگیری مهین قدیری و اعتراف به قتلها
پس از شناسایی مهین، پلیس در روزهای پایانی اردیبهشت ۱۳۸۸ به خانه او در منطقه مینودر رفت و او را بازداشت کرد. با بازداشت مهین، تحقیقات وارد مرحلهای شد که بسیاری از جزئیات پرونده در جریان بازجوییها مشخص شد.
مهین در نهایت به قتلهای مطرحشده در پرونده اعتراف کرد. در پرونده قضایی، شش فقره قتل عمد به او نسبت داده شد. نام چهار زن در میان قربانیان بود و در کنار آنها نام صفتالله، صاحبخانه مهین، و فردی به نام بانو نیز در پرونده مطرح شد.
همین موضوع یکی از دلایل اختلاف تعداد قربانیان در گزارشهای مختلف است. بعضی رسانهها هنگام انتشار خبر اجرای حکم، تنها به پنج قربانی زن اشاره کردند، در حالی که مبنای حکم دادگاه، شش فقره قتل عمد بود.
انگیزه قتلها چه بود؟
پول و طلا در بخش مهمی از این پرونده حضور داشت. مهین قربانیان زن را برای سرقت اموالشان انتخاب میکرد و بعد از بیهوش کردن و کشتن آنها، اموالشان را برمیداشت.
او در توضیح شرایط زندگیاش از مشکلات مالی و بدهی صحبت کرده بود، اما در مورد انگیزه قتلها باید میان آنچه در پرونده ثابت شده و برداشتهای شخصی تفاوت گذاشت. آنچه دادگاه با آن روبهرو بود، قتل عمد و سرقت بود؛ نه صرفاً زنی که به دلیل مشکلات اقتصادی مرتکب جرم شده باشد.
همین تفاوت مهم است، چون مشکلات مالی میتواند بخشی از زمینه زندگی متهم باشد، اما بهتنهایی توضیح نمیدهد چرا یک نفر تصمیم به کشتن انسان دیگری میگیرد.
آیا مهین همدست داشت؟
یکی از پرسشهای پرونده این بود که آیا مهین بهتنهایی این قتلها را انجام داده بود یا فرد دیگری هم در این ماجرا نقش داشت. در برخی گزارشها، احتمال همکاری افراد دیگر در تهیه مواد خوابآور یا جابهجایی اموال مسروقه مطرح شده است. با این حال، مهین وجود همدست مستقیم در قتلها را رد کرده بود.
در نهایت، آنچه در حکم قضایی علیه او تثبیت شد، مسئولیت خودش در شش فقره قتل عمد بود و حکم قصاص نیز بر همین اساس صادر شد. بنابراین نباید احتمالهایی را که در جریان تحقیقات مطرح شدهاند، با یک محکومیت قطعی برای افراد دیگر یکی دانست.
دادگاه مهین قدیری و حکم قصاص
پرونده در دادگاه کیفری استان قزوین بررسی شد. کیفرخواست با استناد به اعترافات، مدارک و مستندات موجود در پرونده قرائت شد و مهین با اتهام شش فقره قتل عمد روبهرو شد.
دادگاه برای این قتلها شش بار قصاص نفس تعیین کرد. در کنار آن، به دلیل سرقتهای انجامشده، ۲۴ ماه حبس تعزیری و ۷۴ ضربه شلاق نیز برای او در نظر گرفته شد. حکم قصاص در روند قضایی تأیید شد و پرونده به مرحله اجرای حکم رسید.
پایان پرونده مهین قدیری؛ ۲۹ آذر ۱۳۸۹
صبح ۲۹ آذر ۱۳۸۹، حکم قصاص مهین قدیری در زندان مرکزی قزوین اجرا شد. مهین در زمان اجرای حکم ۳۳ سال داشت.
با اجرای حکم، پروندهای که با پیدا شدن اجساد زنان مسن در قزوین آغاز شده بود، از نظر قضایی به پایان رسید؛ اما مسیر رسیدن پلیس به متهم، بخش مهمی از ماجرا باقی ماند.
قاتلی که قربانیان را با اعتماد و پیشنهاد رساندن به مقصد سوار خودرو میکرد، سرانجام به دلیل زنی شناسایی شد که برخلاف قربانیان دیگر، نوشیدنی را نخورد و از خودرو فرار کرد. بعد از آن، یک رنو مورد توجه پلیس قرار گرفت، سوابق جریمه خودروها بررسی شد و نام مالک خودرو به دست آمد.
چند نکته مهم درباره پرونده مهین قدیری
یکی از قابلتوجهترین سرنخهای این پرونده، نه یک اثر انگشت پیچیده بود و نه یک اعتراف ناگهانی؛ بلکه برگه جریمه یک خودرو بود. همان جریمه ساده باعث شد پلیس بتواند رنو مورد نظر را به مالک آن وصل کند.
نکته دیگر، سابقه مهین در یک پرونده قتل در سال ۱۳۸۵ است. او در آن پرونده مظنون بود، اما محکوم نشد. بنابراین نمیتوان آن پرونده را بدون حکم قضایی به قتلهای سال ۱۳۸۸ مرتبط دانست.
همچنین درباره مهین گاهی از عنوان «اولین قاتل سریالی زن ایران» استفاده شده است. این عبارت بیشتر یک عنوان رسانهای است و نباید آن را با یک عنوان رسمی قضایی اشتباه گرفت.
آنچه بر اساس حکم پرونده روشن است، شش فقره قتل عمد و مجموعهای از سرقتهاست. قربانیان نیز فقط در یک گروه قرار نمیگرفتند؛ چهار زن در میان قربانیان بودند و نام صفتالله و بانو نیز در پرونده ششگانه مطرح شد.
در نهایت، نقطهای که این پرونده را برای همیشه در تاریخ جنایی شهر قزوین ثبت کرد، نه فقط تعداد قتلها، بلکه شیوه ساده نزدیک شدن به قربانیان بود. اعتماد، یک خودرو، یک نوشیدنی و چند دقیقه رانندگی کافی بود تا قربانی وارد موقعیتی شود که دیگر هرگز فرصت بازگشت از آن را نداشته باشد.
اما در یکی از همین دفعات، زن موردنظر نوشیدنی را نخورد. از خودرو پیاده شد. و همین اتفاق، زنجیرهای از سرنخها را به راه انداخت که در نهایت پلیس را به رنو کرمرنگ و صاحب آن، مهین قدیری رساند.