شاید آخرین صدایی که الهه حسیننژاد شنید، صدای موتور خودرویی بود که هر لحظه بیشتر از خانه دور میشد.
روز کاری تمام شده بود و الهه مثل همیشه در مسیر بازگشت بود. قرار بود چند کیلومتر بعد، در خانه را باز کند و روزش را به پایان برساند. در طول مسیر با خانوادهاش تماس گرفت و گفت که در راه است؛ یک تماس معمولی و چند جمله کوتاهی که خیالشان را راحت میکرد دخترشان بهزودی میرسد.
اما الهه نرسید. چند ساعت گذشت و انتظار کمکم جای خودش را به نگرانی داد. خانواده اول امیدوار بودند؛ شاید تلفنش خاموش شده بود، شاید اتفاقی در مسیر افتاده بود یا شاید دیرتر به خانه میرسید. اما با گذشت زمان، دیگر هیچکدام از این احتمالها آرامشان نمیکرد.
الهه کجا بود؟ در همان ساعاتی که خانوادهاش خیابانها را برای پیدا کردن او میگشتند، الهه در نقطهای دیگر، داخل همان خودرویی بود که سوارش شده بود؛ و اتفاقی در حال رخ دادن بود که قرار بود مسیر زندگی او و خانوادهاش را برای همیشه تغییر دهد.

پرونده الهه حسیننژاد؛ از یک مفقودی تا کشف یک جنایت
در ابتدا، هیچکس نمیدانست باید دنبال چه چیزی بگردد؛ یک دختر گمشده، یک حادثه یا جنایتی که هنوز هیچ نشانهای از آن پیدا نشده بود. خانواده فقط یک چیز را میدانستند: الهه گفته بود در راه خانه است، اما هرگز نرسید.
جستوجو آغاز شد. تصویر الهه در فضای مجازی منتشر شد و خانواده و نیروهای انتظامی تلاش کردند آخرین ساعات حضور او را بازسازی کنند. تماسهای تلفنی، مسیر رفتوآمد، دوربینهای شهری و دادههای مخابراتی، هرکدام میتوانستند بخشی از آن چند ساعت نامعلوم را روشن کنند. اما در پشت این جستوجو، اتفاقی بسیار تاریکتر رخ داده بود. هرچه تحقیقات جلوتر رفت، پرسش اصلی آرامآرام تغییر کرد. دیگر مسئله فقط پیدا کردن الهه نبود؛ باید مشخص میشد در آخرین مسیری که طی کرده چه اتفاقی افتاده است.
وقتی نخستین سرنخها کنار هم قرار گرفتند، مسیر تحقیقات به سمت خودرویی کشیده شد که الهه آخرین بار سوار آن شده بود. از آن لحظه، پرونده شکل دیگری پیدا کرد.

الهه حسیننژاد چه کسی بود؟ روایت زندگی قربانی پیش از جنایت
الهه حسیننژاد، دختر ۲۴ سالهای بود که همراه خانوادهاش زندگی میکرد و در میان نزدیکانش به عنوان فردی مسئولیتپذیر شناخته میشد. بخش مهمی از زندگی روزمره خانواده با حضور او معنا پیدا میکرد و مسئولیتهایی بر عهده داشت که شاید در نگاه اول ساده به نظر میرسیدند، اما نبودنش خیلی زود اهمیت آنها را آشکار کرد.
یکی از مهمترین این مسئولیتها، مراقبت و رسیدگی به برادر نوجوان و معلولش بود. او بخشی از حمایتهای روزانه برادرش را بر عهده داشت و حضورش برای خانواده تنها به معنای داشتن یک دختر در خانه نبود؛ الهه در بسیاری از امور، تکیهگاهی برای اطرافیانش محسوب میشد.
پس از وقوع جنایت، پدر و مادرش در گفتوگوهای مختلف از همین وجه زندگی او سخن گفتند. پدر الهه از دخترش به عنوان ستون اصلی زندگی خانواده یاد کرد؛ کسی که بسیاری از مسئولیتها را بیهیچ چشمداشتی بر دوش میکشید.

ناپدید شدن الهه حسیننژاد و آغاز تحقیقات پلیس
با ادامه بیخبری، خانواده موضوع را به پلیس اطلاع دادند و جستوجو آغاز شد. تصاویر و مشخصات الهه در فضای مجازی منتشر شد و افراد زیادی در جستوجوی او مشارکت کردند. هر پیام، هر تماس و هر تصویری که میتوانست سرنخی در خود داشته باشد، بررسی میشد. در این مرحله، هنوز یک سؤال ساده در مرکز ماجرا قرار داشت: الهه کجاست؟
پلیس چگونه آخرین ساعات زندگی الهه را بازسازی کرد؟
کارآگاهان برای پاسخ به این سؤال، مجبور بودند مسیر را از آخر به اول طی کنند. تماسهای تلفنی بررسی شد. مسیرهای احتمالی رفتوآمد مورد توجه قرار گرفت. تصاویر دوربینهای شهری و دادههای مخابراتی بررسی شدند. هرکدام از این اطلاعات به تنهایی شاید چیز زیادی نمیگفت، اما وقتی کنار یکدیگر قرار میگرفتند، میتوانستند بخشی از مسیر گمشده را روشن کنند.
ردیابی تلفن همراه و رسیدن به خودروی متهم
یکی از سرنخهای مهم، اطلاعات مربوط به تلفن همراه الهه بود. تحلیل آنتندهی خطوط تلفن و تطبیق زمانهای ثبتشده با مسیرهای احتمالی حرکت، محدوده جستوجو را محدودتر کرد. در کنار این اطلاعات، بررسی مسیر خودرو نیز اهمیت پیدا کرد. کمکم مشخص شد آخرین ساعات زندگی الهه با خودرویی ارتباط دارد که راننده آن بعدها به عنوان متهم پرونده شناسایی شد. از اینجا، جستوجوی یک دختر گمشده تبدیل به تلاش برای بازسازی یک جنایت شد.

قتل الهه حسیننژاد چگونه اتفاق افتاد؟
چهارم خرداد ۱۴۰۴، الهه حسیننژاد پس از پایان ساعت کاری راهی خانه شد. او در طول مسیر با خانوادهاش تماس گرفت و خبر داد که در راه بازگشت است؛ تماسی کوتاه و کاملاً معمولی که در آن لحظه هیچکس دلیلی نداشت نگرانش شود. خانواده منتظر بودند او مثل همیشه به خانه برسد، بیآنکه بدانند مسیر آن روز قرار است بهجای خانه، به نقطهای کاملاً متفاوت ختم شود.
بر اساس اعترافات بهمن فرزانه و جزئیاتی که در جریان تحقیقات و بازسازی صحنه جرم مطرح شد، زمانی که خودرو به مقصد نزدیک شده بود، الهه قصد داشت کرایه مسیر را پرداخت کند. در همین لحظه، توجه راننده به تلفن همراه او جلب شد. متهم بعدها گفت که تلاش کرده گوشی را از دست الهه بگیرد، اما الهه مقاومت کرده و شروع به فریاد زدن کرده است. همین درگیری، به نقطهای تبدیل شد که مسیر ماجرا را بهکلی تغییر داد.
طبق اظهارات متهم، او چاقویی را که از قبل داخل خودرو داشت برداشت و ضربهای به پهلوی الهه وارد کرد. با وجود شدت جراحت، الهه هنوز زنده بود. به گفته خود متهم، او پس از این اتفاق از راننده خواست که به بیمارستان منتقلش کند.

در آن لحظه، هنوز امکان دیگری وجود داشت؛ خودرو میتوانست به سمت یک مرکز درمانی حرکت کند. خود متهم نیز بعدها مدعی شد که ابتدا قصد داشته الهه را به بیمارستان برساند، اما این تصمیم دوام نیاورد. او گفت ترس از گرفتار شدن و پیامدهای کاری که انجام داده بود باعث شد مسیر دیگری را انتخاب کند. خودرو از مسیر خانه و بیمارستان فاصله گرفت و به سمت جاده تهران ـ قم حرکت کرد.
بر اساس اظهارات متهم، در طول این مسیر سه ضربه دیگر به قفسه سینه الهه وارد شد. الهه همچنان زنده بود و آنچه در ابتدا یک مسیر عادی برای بازگشت به خانه بود، حالا به سفری تبدیل شده بود که هر کیلومترش او را از شانس نجات دورتر میکرد.
در نهایت، متهم خودرو را در منطقهای بیابانی در حوالی جاده تهران ـ قم متوقف کرد و الهه را در آنجا رها کرد. یکی از تلخترین جزئیات پرونده، چیزی بود که خود متهم بعدها درباره همان لحظه بیان کرد؛ او گفت هنگام ترک محل، هنوز صدایی از سمت الهه شنیده میشد.
بر اساس روایتهایی که بعدها از سوی متهم، پلیس و منابع مختلف منتشر شد، در نزدیکی مقصد میان الهه و راننده درگیری شکل گرفت. تلفن همراه الهه نیز در مرکز بخشی از این درگیری قرار داشت؛ اما اینکه انگیزه اصلی متهم از گرفتن گوشی چه بوده، هیچوقت بهطور کاملاً شفاف و بدون تناقض روشن نشد.
روایت اولیه پلیس از انگیزه سرقت حکایت داشت، اما خود متهم بعدها در اظهارات مختلف، توضیحات متفاوتی ارائه کرد. یکبار گفت با دیدن گوشی وسوسه شده آن را بگیرد، اما در روایتهای دیگر تأکید کرد که انگیزهاش سرقت نبوده و درگیری میان او و الهه از مسائل دیگری آغاز شده است.

بهمن فرزانه کیست؟ مردی که به قتل الهه حسیننژاد متهم شد
بهمن فرزانه در زمان وقوع حادثه با خودروی شخصی خود کار میکرد. مسیر کاری او در آن روز، در ظاهر تفاوتی با بسیاری از مسیرهای دیگر نداشت؛ اما همان خودرو بعدها به یکی از مهمترین صحنههای این پرونده تبدیل شد.
پس از بازداشت، تحقیقات درباره او فقط به لحظه وقوع قتل محدود نشد. یکی از موضوعاتی که از سوی وکیلش مطرح شد، وضعیت روحی و روانی او بود؛ مسئلهای که در صورت اثبات میتوانست بر میزان مسئولیت کیفری متهم تأثیر بگذارد. به همین دلیل، وضعیت روانی او در پزشکی قانونی مورد بررسی قرار گرفت.
آیا بهمن فرزانه اختلال روانی داشت؟
بررسیهای پزشکی قانونی در دو مرحله انجام شد. نتیجه هر دو بررسی این بود که متهم از اختلال مؤثر روانپزشکی رنج نمیبرد و هنگام ارتکاب جرم نیز از قوه تشخیص و تمیز برخوردار بوده است. به این ترتیب، کارشناسان پزشکی قانونی مانعی روانپزشکی برای مسئولیت کیفری او تشخیص ندادند. اما بررسی پرونده تنها به وضعیت روانی متهم محدود نشد.
سوابق کیفری بهمن فرزانه چه بود؟
در جریان رسیدگی، سوابق پیشین او نیز مورد توجه قرار گرفت. بررسی سوابق نشان داد که نام بهمن فرزانه پیش از این در برخی پروندههای کیفری مطرح شده بود؛ از جمله پروندههایی مرتبط با سرقت و قدرتنمایی با سلاح سرد. این موارد در جریان رسیدگی قضایی مورد بررسی قرار گرفتند و بخشی از سابقه رفتاری متهم را تشکیل میدادند. با این حال، آنچه بیش از همه اهمیت داشت، اتفاقی بود که در چهارم خرداد ۱۴۰۴ رخ داد؛ روزی که مسیر معمول بازگشت الهه به خانه، به نقطه آغاز جنایتی تبدیل شد که هنوز جزئیاتش برای خانواده او ناشناخته بود.

کشف حقیقت؛ اعترافات بهمن فرزانه و شواهد پرونده
با بازداشت بهمن فرزانه، یکی از مهمترین پرسشهای پرونده پاسخ گرفت. اما بازداشت بهتنهایی نمیتوانست تمام اتفاقات آن شب را ثابت کند. کارآگاهان باید میفهمیدند چه چیزی در خودرو اتفاق افتاده، الهه چگونه جان خود را از دست داده و آیا روایت متهم با شواهد موجود مطابقت دارد یا نه.
اعتراف متهم در بازجویی و بازسازی صحنه جرم
بهمن فرزانه در جریان بازجوییها و همچنین بازسازی صحنه جرم به قتل الهه اعتراف کرد. با این حال، تحقیقات تنها بر پایه این اعتراف پیش نرفت. در پروندههای جنایی، اظهارات متهم باید در کنار شواهد دیگر بررسی شود؛ بهخصوص زمانی که بخشهایی از روایت او در مراحل مختلف تغییر کرده یا متناقض بوده است.
چه شواهدی علیه متهم وجود داشت؟
آثار خون روی صندلیهای خودرو، گزارشهای پزشکی قانونی، نتایج بازسازی صحنه جرم، مکاتبات و دادههای مخابراتی و همچنین اظهارات متناقض متهم، در کنار یکدیگر بررسی شدند و هر مدرک بخشی از ماجرا را توضیح میداد. آثار باقیمانده در خودرو میتوانست وقوع درگیری را روشن کند. دادههای مخابراتی مسیر حرکت را نشان میدادند و گزارشهای پزشکی قانونی درباره نوع و آثار جراحات اطلاعات ارائه میکردند. وقتی این قطعات کنار هم قرار گرفتند، روایت متهم دیگر تنها روایت موجود در پرونده نبود؛ شواهد مستقلی نیز وجود داشت که میتوانست بخشهایی از آن را تأیید یا رد کند.
چرا تلفن همراه الهه از بین برده شد؟
یکی دیگر از نکات مهم تحقیقات، سرنوشت تلفن همراه مقتول بود. بررسیها نشان داد که متهم پس از قتل تلاش کرده تلفن همراه الهه را از بین ببرد؛ اقدامی که از سوی مأموران و مقامهای قضایی به عنوان تلاش برای از بین بردن ردپا و دشوار کردن شناسایی او مورد توجه قرار گرفت. با کنار هم قرار گرفتن این اطلاعات، مسیر تحقیقات روشنتر شد. آنچه در ابتدا تنها مجموعهای از فرضیهها و سرنخهای پراکنده بود، حالا به روایتی منسجم از وقوع یک قتل عمد تبدیل شده بود. اما تعیین مسئولیت کیفری متهم، مرحله دیگری بود؛ مرحلهای که باید در دادگاه انجام میشد.

دادگاه قتل الهه حسیننژاد؛ خانواده مقتول در برابر متهم
پس از پایان تحقیقات، پرونده به دادگاه رسید. اینجا دیگر مسئله فقط بازسازی یک شب نبود. قرار بود درباره سرنوشت مردی تصمیم گرفته شود که خانواده الهه او را مسئول مرگ دخترشان میدانستند.
نخستین جلسه دادگاه در مرداد ۱۴۰۴
ششم مرداد ۱۴۰۴، نخستین جلسه رسیدگی در شعبه اول دادگاه کیفری یک استان تهران برگزار شد. پدر و مادر الهه در دادگاه حاضر شدند. برای خانواده، این جلسه فقط یک مرحله قانونی نبود؛ آنها قرار بود در برابر متهمی بنشینند که نامش ماهها با آخرین ساعات زندگی دخترشان گره خورده بود.
درخواست خانواده الهه برای قصاص
مادر الهه در جایگاه از ۲۴ سال زندگی دخترش گفت؛ از سالهایی که برای بزرگ کردن او گذشته بود و حالا در برابر یک واقعیت غیرقابل بازگشت قرار داشت. پدر خانواده نیز با اشاره به آنچه بر دخترش گذشته بود، خواستار اشد مجازات شد و بر درخواست قصاص تأکید کرد.
الهه برای برادرش کسی بود که بخشی از زندگی روزمرهاش به حضور او وابسته بود. برای پدر و مادرش، دختری از دست رفت که سالها برای بزرگ کردنش زحمت کشیده بودند و برای خانواده، مجموعهای از مسئولیتها و عادتهای روزانه باقی ماند که دیگر کسی قرار نبود آنها را به همان شکل ادامه دهد.

درخواست قصاص در ملأعام
وکیل اولیای دم نیز با استناد به اعترافات متهم، گزارشهای پزشکی قانونی و دیگر مدارک پرونده، قتل را عمدی دانست و درخواست قصاص در ملأعام را مطرح کرد. از نگاه اولیای دم، مجموعه شواهد پرونده نشان میداد که قتل نمیتواند یک حادثه یا رفتار ناشی از فقدان اراده باشد.
دفاع وکیل متهم درباره وضعیت روانی او
در طرف مقابل، وکیل متهم تلاش کرد وضعیت روحی و روانی موکلش را در مرکز دفاع قرار دهد. این در حالی بود که پزشکی قانونی پیش از آن، در دو مرحله وضعیت روانی بهمن فرزانه را بررسی کرده و اختلال مؤثر روانپزشکی یا فقدان قوه تشخیص و تمیز را تأیید نکرده بود. به همین دلیل، مسئله وضعیت روانی متهم به یکی از نقاط اصلی اختلاف میان دفاع و نظریه کارشناسی تبدیل شد.
واکنش بهمن فرزانه در دادگاه
بهمن فرزانه در جریان دادگاه چندین بار گریه کرد، اما اصل ارتکاب قتل را انکار نکرد. با این حال، درباره انگیزه دقیق جنایت پاسخ روشنی ارائه نشد. همین خلأ، یکی از پرسشهایی بود که حتی با روشن شدن بسیاری از جزئیات پرونده، همچنان باقی ماند: چرا یک اختلاف بر سر تلفن همراه (براساس اعترافهای خود متهم) باید به چنین خشونتی منتهی میشد؟ دادگاه باید به این پرسش پاسخ حقوقی خود را میداد؛ اما هیچ حکمی نمیتوانست پاسخی برای خانواده الهه باشد که چرا آن روز، دخترشان دیگر به خانه بازنگشت.
حکم نهایی پرونده الهه حسیننژاد؛ قصاص بهمن فرزانه
پس از بررسی شواهد، اعترافات، گزارشهای کارشناسی و دفاعیات طرفین، دادگاه درباره سرنوشت متهم تصمیم گرفت. بهمن فرزانه به قصاص نفس محکوم شد. اما این حکم هنوز پایان مسیر نبود.

صدور حکم قصاص و تأیید در دیوان عالی کشور
رأی صادرشده برای بررسی به دیوان عالی کشور ارسال شد. پرونده بار دیگر مورد بررسی قرار گرفت و سرانجام دیوان عالی کشور نیز حکم قصاص را تأیید کرد. از نظر قضایی، مسیر اصلی پرونده مشخص شده بود؛ اما اجرای حکم همچنان با یک مانع روبهرو بود.
چرا اجرای حکم قصاص به تأخیر افتاد؟
مسئله تفاضل دیه باعث شد اجرای قصاص برای ماهها به تعویق بیفتد. خانواده مقتول اعلام کردند توان مالی پرداخت این مبلغ را ندارند و همین مسئله باعث شد پرونده وارد مرحلهای تازه از پیگیریهای حقوقی و اداری شود. در نتیجه، صدور حکم به معنای اجرای فوری آن نبود.
ماجرای تأمین تفاضل دیه
برای حل این مانع، تلاشهایی برای تأمین مبلغ مورد نیاز از محل صندوق دولت انجام گرفت؛ اما این اقدامات در ابتدا به نتیجه نرسید. همین تأخیر، تفاضل دیه را به یکی از بحثهای اصلی پیرامون پرونده تبدیل کرد. ماهها گذشت تا سرانجام مبلغ مورد نیاز تأمین شد و مانع قانونی اجرای قصاص برطرف شد. اکنون دیگر پرونده در انتظار تصمیم تازهای نبود؛ تنها اجرای حکمی باقی مانده بود که ماهها پیش صادر شده بود.
اجرای حکم قصاص در ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵، حکم قصاص بهمن فرزانه اجرا شد. با اجرای حکم، پرونده از نظر قضایی به پایان رسید. اما پایان یک پرونده در سیستم قضایی، الزاماً همان لحظهای نیست که همه چیز برای بازماندگان تمام میشود. پیامدهای این فقدان برای خانواده ادامه داشت؛ از فشار روحی گرفته تا مشکلات مالی ناشی از شرایطی که پس از جنایت بر آنها تحمیل شده بود. برای خانواده الهه، خانه همچنان همان خانه بود؛ با این تفاوت که دختری که قرار بود آن شب به آن برگردد، دیگر وجود نداشت.

نکات کمتر شنیده شده در پرونده الهه حسیننژاد
با اجرای حکم، بسیاری از جزئیات پرونده برای همیشه در اسناد قضایی باقی ماندند. اما بعضی نکات در جریان بازجوییها، بازسازی صحنه و جلسات رسیدگی مطرح شدند که تصویر دقیقتری از آنچه رخ داده بود ارائه میکردند.
جزئیات مهم از لحظات وقوع جنایت
- درخواست انتقال به بیمارستان: متهم در بازسازی صحنه جرم گفت که پس از ضربه نخست، الهه از او خواسته بود به بیمارستان منتقلش کند.
- شنیدن صدای قربانی هنگام ترک محل: به گفته خود متهم، هنگام ترک محل، هنوز صدایی از سمت الهه شنیده میشد.
تلاش خانواده متهم برای جلب رضایت
- تلاش برای جلب رضایت خانواده مقتول: خانواده متهم برای گرفتن رضایت به خانه خانواده حسیننژاد مراجعه کردند، اما موفق به ملاقات با آنها نشدند.
- موضع قاطع پدر الهه: پدر مقتول در اظهارات مختلف تأکید کرده بود که حتی پای چوبه دار نیز حاضر به گذشت نخواهد بود.
نکات حقوقی و قضایی پرونده
- تاخیر طولانی در اجرای حکم: تفاضل دیه برای ماهها مانع اجرای قصاص شد.
- آغاز پرونده با مفقودی: تحقیقات در ابتدا برای پیدا کردن یک فرد مفقودشده آغاز شد و بعد مشخص شد موضوع، قتل است.
- وقوع جنایت در ماه حرام: قتل در یکی از ماههای حرام رخ داده بود؛ مسئلهای که در بخشهای حقوقی پرونده مورد توجه قرار گرفت.
- رسیدگی خارج از نوبت: پرونده خارج از نوبت مورد رسیدگی قرار گرفت.
- خبرساز شدن تفاضل دیه: موضوع تفاضل دیه در مقطعی به یکی از محورهای اصلی بحث درباره سرنوشت پرونده تبدیل شد.
جزئیاتی که در بررسی وضعیت روانی متهم اهمیت پیدا کرد
- دو مرحله بررسی روانپزشکی: پزشکی قانونی در دو نوبت جداگانه وضعیت روانی متهم را بررسی و سلامت روانی او را تأیید کرد.
- جزئیات دقیق در حافظه متهم: او در بازجوییها جزئیاتی مانند رنگ لباس و کفش مقتول را به خاطر داشت؛ مسئلهای که برای رد ادعای اختلال روانی مورد استناد قرار گرفت.