پرونده قتل‌های آمیتی‌ویل
MURDUR
NO.01 - 05/31
نام قاتل:
رونالد دفئو جونیور
نام مقتول:
رونالد دفئو سینیور، لوئیز دفئو، داون دفئو، آلیسون دفئو، مارک دفئو و جان متیو دفئو
زمان وقوع:
1974-11-13
گروه‌بندی پرونده:
مکان وقوع:
اوشن آمیتی‌ویل، لانگ آیلند نیویورک، آمریکا
زمان مطالعه
تعداد بازدید
7 نفر
تاریخ انتشار
اکتبر 19, 2026
کرایم‌فریکز ◖ پرونده‌های جنایی ◖ پرونده قتل‌های آمیتی‌ویل
☰
فهرست پرونده: ×

پرونده قتل‌های آمیتی‌ویل

فهرست پرونده

صبح ۱۳ نوامبر ۱۹۷۴، شش عضو خانواده‌ی دفئو در خانه‌شان در خیابان اوشن آمیتی‌ویل، در لانگ آیلند نیویورک، جان باخته بودند. پدر، مادر و چهار فرزند خانواده، هرکدام در اتاق‌خواب خود پیدا شدند. هیچ‌کس از بیرون خانه نمی‌دانست شب گذشته چه اتفاقی افتاده است.

ماجرا زمانی فاش شد که رونالد «باچ» دفئو جونیور، پسر بزرگ خانواده، به یک بار محلی رفت و گفت پدر و مادرش هدف تیراندازی قرار گرفته‌اند. چند نفر همراه او راهی خانه شدند. آن‌ها با صحنه‌ای روبه‌رو شدند که خیلی زود پای پلیس را به ماجرا باز کرد. شش نفر از اعضای خانواده جان باخته بودند و هنوز معلوم نبود چه کسی مسئول این جنایت است.

در ابتدا، رونالد جونیور شبیه پسری به نظر می‌رسید که خانواده‌اش را در یک حمله‌ی مرگبار از دست داده است. اما با شروع تحقیقات، توجه مأموران کم‌کم به خود او جلب شد. روایتش درباره‌ی اتفاقات آن شب تغییر کرد و هرچه بازجویی‌ها ادامه پیدا کرد، پرسش‌های بیشتری درباره‌ی نقش او در قتل‌ها شکل گرفت.

پرونده آمیتی‌ویل؛ خانواده‌ای که در خانه‌ی خود کشته شدند

خانواده‌ی دفئو در خانه‌ای به شماره‌ی ۱۱۲ خیابان اوشن زندگی می‌کردند. رونالد دفئو سینیور و همسرش لوئیز، چهار فرزند به نام‌های داون، آلیسون، مارک و جان متیو داشتند. رونالد جونیور، فرزند بزرگ خانواده، نیز با آن‌ها زندگی می‌کرد و در زمان وقوع جنایت ۲۳ سال داشت.

پدر خانواده در زمینه‌ی فروش خودرو فعالیت می‌کرد و خانواده از نظر مالی در شرایط نسبتا مناسبی قرار داشتند. خانه‌ی آن‌ها از بیرون، خانه‌ای معمولی در یک محله‌ی مسکونی به نظر می‌رسید. اما روابط داخل خانواده همیشه به آرامیِ ظاهر زندگی‌شان نبود.

در روایت‌های منتشرشده از زندگی خانواده، به اختلافات میان رونالد جونیور و پدرش اشاره شده است. پدر او مردی سخت‌گیر و تندخو توصیف می‌شد و درباره‌ی رفتارهای پرخاشگرانه‌ی پسرش نیز مطالبی وجود دارد. این اختلافات، فضای پیچیده‌ی زندگی خانوادگی آن‌ها را نشان می‌دهد، اما به‌تنهایی نمی‌توانند توضیح دهند که چرا این شش نفر در یک شب به قتل رسیدند.

آن زمان کسی نمی‌توانست پیش‌بینی کند که این خانه در سال‌های بعد، به‌خاطر دو ماجرای متفاوت شهرت پیدا خواهد کرد: قتل شش عضو یک خانواده و داستان‌های فراطبیعی‌ای که بعدها درباره‌ی خانه منتشر شدند.

رونالد دفئو جونیور؛ پسری با گذشته‌ای پرتنش

رونالد جوزف دفئو جونیور در ۲۶ سپتامبر ۱۹۵۱ در بروکلین نیویورک به دنیا آمد. اعضای خانواده او را «باچ» صدا می‌کردند. او از دوران نوجوانی با مشکلات رفتاری و اختلافات خانوادگی روبه‌رو بود. در روایت‌های زندگی‌نامه‌ای، به مصرف مواد مخدر و رفتارهای پرخطر او نیز اشاره شده است.

یکی از اتفاقات مهم پیش از جنایت، ماجرای سرقت از محل کار خانوادگی‌شان بود. در اواخر اکتبر ۱۹۷۴، موضوع سرقت پول مطرح شد و رونالد جونیور درباره‌ی آن مورد پرسش قرار گرفت. پدرش نیز به او مشکوک شد و اختلافات میان آن دو شدت گرفت.

این اختلاف‌ها نشان می‌داد که رابطه‌ی پدر و پسر با تنش‌هایی همراه بوده. اما حتی وجود اختلافات شدید هم به‌تنهایی انگیزه‌ی قتل را ثابت نمی‌کرد. هنوز باید روشن می‌شد که در ساعات پیش از جنایت چه اتفاقی افتاده و چه کسی مسئول مرگ شش عضو خانواده بوده است.

رونالد جونیور در ابتدا تلاش کرد مأموران را به سمت افراد دیگری هدایت کند. او مدعی شد که اشخاص دیگری مثل مافیا در قتل خانواده‌اش نقش داشته‌اند. این روایت، مسیر اولیه‌ی تحقیقات را تحت تأثیر قرار داد، اما با ادامه‌ی بازجویی‌ها تغییر کرد و تناقض‌های بیشتری در آن دیده شد.

شب قتل‌های آمیتی‌ویل و جسد شش قربانی در اتاق‌خواب‌ها

حدود ساعت ۳ بامداد ۱۳ نوامبر ۱۹۷۴، شش عضو خانواده‌ی دفئو با یک تفنگ اهرمی مارلین کالیبر ۳۵ به قتل رسیدند. اجساد آن‌ها در تختخواب‌هایشان پیدا شد؛ پدر و مادر در اتاق‌خواب اصلی و چهار فرزند در اتاق‌های خودشان.

رونالد دفئو سینیور و لوئیز دفئو، پدر و مادر خانواده، هرکدام با دو گلوله به پشت کشته شدند. داون، دختر ۱۸ ساله‌ی خانواده، یک گلوله خورد و آلیسون ۱۳ ساله، مارک ۱۲ ساله و جان ۹ ساله نیز هرکدام با یک گلوله به قتل رسیدند.

هر شش قربانی به شکم و در تختخواب‌هایشان پیدا شدند. نبود نشانه‌های آشکار مقاومت و اینکه هیچ‌یک از همسایه‌ها صدای شلیک‌ها را گزارش نکردند، بعدها به یکی از پرسش‌های مطرح درباره‌ی این جنایت تبدیل شد.

صبح روز بعد، رونالد جونیور با مراجعه به یک بار محلی خبر داد که پدر و مادرش هدف تیراندازی قرار گرفته‌اند. با حضور افرادی که همراه او به خانه رفتند و سپس ورود پلیس، ابعاد جنایت آشکار شد. در ساعات اولیه‌ی تحقیقات، پلیس باید به چند پرسش اساسی پاسخ می‌داد: چه کسی از سلاح استفاده کرده بود؟ تیراندازی چگونه در داخل خانه اتفاق افتاده بود؟ و آیا روایت رونالد با شواهد موجود مطابقت داشت؟

محل پیدا شدن اجساد و نوع سلاح مورد استفاده، بخشی از شواهدی بودند که مأموران بررسی می‌کردند. در کنار آن‌ها، گفته‌های رونالد جونیور نیز اهمیت داشت؛ همان کسی که خبر قتل‌ها را اعلام کرده بود و حالا باید توضیح می‌داد از اتفاقات خانه چه می‌داند.

تحقیقات پلیس؛ چرا روایت پسر خانواده تغییر کرد؟

پس از کشف اجساد، رونالد جونیور تلاش کرد مسئولیت قتل‌ها را به گردن افراد دیگری بیندازد. او در روایت اولیه‌اش از اشخاصی صحبت کرد که به ادعای خودش در جنایت دست داشتند و خانواده‌اش را هدف قرار داده بودند. اما مأموران هنگام بررسی گفته‌های او به تناقض‌هایی برخورد کردند که اعتبار این روایت را زیر سؤال برد.

پلیس نمی‌توانست تنها به حرف‌های یک نفر تکیه کند؛ به‌خصوص وقتی آن فرد خودش در مرکز ماجرا قرار داشت و روایتش درباره‌ی اتفاقات شب جنایت تغییر می‌کرد. بررسی شواهد فیزیکی و پیگیری اطلاعات مربوط به سلاح و برخی اقلام مرتبط با قتل‌ها نیز بخشی از روند تحقیقات بود.

در ۱۴ نوامبر ۱۹۷۴، تنها یک روز پس از قتل‌ها، رونالد دفئو جونیور به پلیس اعتراف کرد که اعضای خانواده‌اش را کشته است. این اعتراف مسیر پرونده را تغییر داد و نقش او در مرگ شش نفر را به موضوع اصلی تحقیقات تبدیل کرد.

اما اعتراف او به معنای پاسخ‌گرفتن برای تمام پرسش‌ها نبود. رونالد در مقاطع مختلف توضیح‌های متفاوتی درباره‌ی اتفاقات آن شب ارائه کرد. همین تغییر روایت‌ها باعث شد انگیزه‌ی دقیق قتل‌ها همچنان بدون پاسخ بماند.

در نهایت، تحقیقات به این نتیجه رسید که رونالد دفئو مسئول مرگ پدر، مادر و چهار خواهر و برادرش بوده است. با وجود این، برای تعیین مسئولیت کیفری او، پرونده باید در دادگاه بررسی می‌شد و دادستانی شواهد خود را در برابر هیئت منصفه قرار می‌داد.

محاکمه رونالد دفئو و دفاعی که نتوانست حکم را تغییر دهد

محاکمه‌ی رونالد دفئو جونیور در اکتبر ۱۹۷۵ آغاز شد. او با شش اتهام قتل درجه‌ی دوم روبه‌رو بود. یکی از محورهای اصلی دفاع، وضعیت روانی او در زمان وقوع جنایت بود. وکلای مدافع تلاش کردند نشان دهند که شرایط ذهنی متهم بر مسئولیت کیفری او تأثیر گذاشته است.

در مقابل، دادستانی بر شواهد پرونده تکیه داشت و استدلال می‌کرد که دفئو از ماهیت و پیامدهای اعمال خود آگاه بوده است. اختلاف نظر درباره‌ی وضعیت روانی او بخش مهمی از روند محاکمه را تشکیل داد، اما هیئت منصفه در نهایت دفاع مبتنی بر جنون را نپذیرفت.

رونالد دفئو جونیور در هر شش فقره قتل مجرم شناخته شد. در دسامبر ۱۹۷۵، دادگاه او را به شش مجازات متوالی ۲۵ سال تا حبس ابد محکوم کرد. متوالی بودن مجازات‌ها به این معنا بود که دوره‌های محکومیت باید پشت سر هم اجرا می‌شدند، نه هم‌زمان.

دفئو در سال‌های بعد نیز برای لغو محکومیت خود تلاش کرد. او ادعاهایی درباره‌ی روند رسیدگی، اعترافش و عملکرد وکیلش مطرح کرد، اما این تلاش‌ها به لغو محکومیت او منجر نشدند.

به این ترتیب، مسئولیت قضایی قتل‌های آمیتی‌ویل مشخص شد. رونالد جونیور به‌خاطر کشتن شش عضو خانواده‌اش محکوم شده بود و باید ادامه‌ی زندگی خود را در زندان می‌گذراند.

سرنوشت قاتل آمیتی‌ویل و مرگ در دوران حبس

رونالد دفئو جونیور هرگز به اعدام محکوم نشد. او در طول سال‌های حبس نیز نتوانست آزادی مشروط به دست آورد و تا پایان عمر در زندان ماند.

در ۱۲ مارس ۲۰۲۱، دفئو در ۶۹ سالگی درگذشت. با مرگ او، امکان بازجویی دوباره از متهم اصلی درباره‌ی تناقض‌های روایتش از میان رفت. پرونده از نظر قضایی به نتیجه رسیده بود، اما پرسش‌هایی درباره‌ی انگیزه‌ی دقیق جنایت و دلیل تغییر مکرر گفته‌های او همچنان باقی ماندند.

خانه‌ی تسخیرشده‌ی آمیتی‌ویل؛ جنایتی واقعی یا افسانه‌ای ترسناک؟

شهرت خانه‌ی آمیتی‌ویل با محکومیت رونالد دفئو جونیور به پایان نرسید. حدود یک سال پس از قتل شش عضو خانواده‌ی دفئو، خانواده‌ی لوتز تصمیم گرفتند در همان خانه زندگی کنند؛ خانه‌ای که هنوز خاطره‌ی آن جنایت را با خود داشت. اما اقامت آن‌ها فقط ۲۸ روز طول کشید. جورج و کتی لوتز بعدها ادعا کردند که اتفاقاتی در خانه رخ داده که توضیحی عادی برایشان پیدا نمی‌کردند.

در دسامبر ۱۹۷۵، جورج و کتی لوتز به همراه سه فرزند کتی به خانه‌ی خیابان اوشن نقل مکان کردند. آن‌ها خانه‌ای بزرگ خریده بودند که پیش از آن محل قتل شش نفر شده بود. خانواده از گذشته‌ی خانه خبر داشتند، اما به گفته‌ی خودشان، چیزی که پس از ورود تجربه کردند فراتر از نگرانی درباره‌ی تاریخچه‌ی آن بود.

خانواده‌ی لوتز در خانه چه تجربه‌هایی داشتند؟

با گذشت روزها، جورج و کتی مدعی شدند که اتفاقات غیرعادی در خانه رخ می‌دهد. جورج از شنیدن صداهای عجیب در طول شب، احساس سرما حتی زمانی که خانه را گرم نگه می‌داشتند و بوهای نامطبوعی حرف می‌زد که منبع مشخصی نداشتند. آن‌ها همچنین از تغییرات ناگهانی دما و صداهایی گفتند که به نظرشان با اتفاقات معمول یک خانه سازگار نبود.

بعضی از روایت‌های بعدی بسیار عجیب‌تر بودند. خانواده مدعی شدند که با پدیده‌هایی روبه‌رو شده‌اند که آن‌ها را به حضور نیروهایی ناشناخته در خانه مشکوک کرده است. در روایت‌های مربوط به این اقامت، از لکه‌های لزج و غیرعادی، صداهای نامفهوم و تجربه‌های ترسناکی که کتی در خواب داشته نیز صحبت شده است. با گذشت زمان، این جزئیات به بخش مهمی از داستانی تبدیل شدند که بعدها میلیون‌ها نفر آن را در قالب کتاب و فیلم دنبال کردند.

جورج و کتی لوتز می‌گفتند شرایط خانه به‌تدریج برایشان غیرقابل‌تحمل شده بود. سرانجام، در ژانویه‌ی ۱۹۷۶، پس از تنها ۲۸ روز اقامت، خانه را ترک کردند. آن‌ها بعدها توضیح دادند که از شدت ترس تصمیم به رفتن گرفته بودند.

البته باید میان آنچه خانواده‌ی لوتز ادعا کردند و آنچه به‌طور مستقل تأیید شده است تفاوت گذاشت. این تجربه‌ها روایت شخصی اعضای خانواده هستند و نمی‌توان صرف بازگو شدن آن‌ها را مدرکی قطعی برای وجود پدیده‌های فراطبیعی دانست.

عکس مشهور موسوم به روح پسر آخر خانواده جان متیو دفئو در خانه‌ی آمیتی‌ویل

از روایت یک خانواده تا کتاب و فیلم ترسناک

پس از ترک خانه، ماجرای خانواده‌ی لوتز به نویسنده‌ای به نام جی انسون رسید. او بر اساس روایت آن‌ها کتاب The Amityville Horror: A True Story را نوشت که در سال ۱۹۷۷ منتشر شد. کتاب با استقبال گسترده‌ای روبه‌رو شد و داستان خانه‌ای را به مخاطبان معرفی کرد که گذشته‌ی جنایی واقعی‌اش با ادعاهایی درباره‌ی اتفاقات فراطبیعی پیوند خورده بود.

در سال ۱۹۷۹، فیلم The Amityville Horror بر اساس این داستان ساخته شد. موفقیت فیلم باعث شد نام آمیتی‌ویل از محدوده‌ی یک پرونده‌ی جنایی فراتر برود و به یکی از شناخته‌شده‌ترین نام‌ها در فرهنگ عامه‌ی وحشت تبدیل شود. در سال‌های بعد نیز آثار دیگری با الهام از این ماجرا ساخته شدند.

با انتشار کتاب و فیلم، روایت خانواده‌ی لوتز شکل منسجم‌تر و نمایشی‌تری پیدا کرد. جزئیات مختلف داستان در ذهن مخاطبان ماندگار شدند و بسیاری از افراد خانه را بیش از هر چیز با ادعای تسخیر شدن آن می‌شناختند؛ خانه‌ای که پیش از این روایت‌ها، محل وقوع یک قتل خانوادگی واقعی بود.

آیا خانه‌ی آمیتی‌ویل واقعاً تسخیر شده بود؟

این پرسش از همان سال‌های نخست انتشار داستان مطرح شد و با گذشت زمان از بین نرفت. برخی از محققان حوزه‌ی ماوراءالطبیعه، از جمله اد و لورین وارن، از ادعاهای خانواده‌ی لوتز حمایت کردند. در مقابل، منتقدان و شکاکان درباره‌ی اعتبار جزئیات داستان تردید داشتند و به ناسازگاری‌هایی در روایت‌ها اشاره کردند.

جو نیکل، پژوهشگر حوزه‌ی ادعاهای فراطبیعی، از جمله افرادی بود که داستان آمیتی‌ویل را بررسی کرد. او در مقاله‌ای در Skeptical Inquirer به تناقض‌های موجود در روایت خانواده‌ی لوتز و شواهدی اشاره کرد که به گفته‌ی او، با برخی از اتفاقات توصیف‌شده در کتاب سازگار نبودند.

موضوع زمانی بحث‌برانگیزتر شد که ویلیام وبر، وکیل مدافع رونالد دفئو جونیور، درباره‌ی شکل‌گیری داستان خانه اظهارنظر کرد و مدعی شد که او و خانواده‌ی لوتز در شکل دادن به روایت ماجرا نقش داشته‌اند. این ادعا نیز بخشی از اختلافات پیرامون پرونده شد.

از طرف دیگر، تجربه‌های ادعایی خانواده‌ی لوتز به‌طور مستقل و علمی تأیید نشدند. همین موضوع باعث شده است که داستان تسخیر آمیتی‌ویل همچنان محل اختلاف باقی بماند. نمی‌توان با قطعیت گفت تمام جزئیات روایت خانواده ساختگی بوده‌اند؛ همان‌طور که مدرک قابل اتکایی نیز وجود ندارد که ثابت کند خانه واقعاً تحت تأثیر نیروهای فراطبیعی قرار داشته است.

آنچه با اطمینان می‌توان گفت، این است که قتل‌های خانواده‌ی دفئو واقعیت دارند و رونالد دفئو جونیور به‌خاطر آن‌ها محکوم شد.

پایان پرونده‌ی آمیتی‌ویل؛ وقتی افسانه بر واقعیت سایه انداخت

قتل‌های آمیتی‌ویل با محکومیت رونالد دی‌فئو جونیور به پایان رسید، اما داستان خانه سال‌ها بعد هم ادامه پیدا کرد. ادعاهای خانواده‌ی لوتز درباره‌ی اتفاقات فراطبیعی، با انتشار کتاب The Amityville Horror: A True Story و ساخت فیلم The Amityville Horror به شهرت جهانی رسیدند؛ ادعاهایی که برخلاف خود قتل‌ها، هرگز به‌طور مستقل اثبات نشدند.

امروز نام آمیتی‌ویل بیشتر از آنکه با شش قربانی این جنایت شناخته شود، یادآور خانه‌ای تسخیرشده است. اما پشت این افسانه، واقعیتی تلخ وجود دارد: شش عضو خانواده‌ی دی‌فئو در خانه‌ی خود به قتل رسیدند؛ جنایتی واقعی که داستان‌های ترسناک سال‌های بعد، هرگز نباید آن را به حاشیه برانند.

پرونده‌ی خوبی بود؟

با کلیک روی ستاره‌ها امتیاز بده...

معدل: 5 / 5. تعداد: 2

گروه‌بندی پرونده‌ها:
آدم‌خوار
تجاوز
قتل
گمشده‌

منابع

پرونده های دیگر

قاتل: مهین قدیری
مقتول: بانو، صفت‌الله و چهار زن دیگر
قاتل: نامعلوم
مقتول: الیزابت شورت
قاتل: زودیاک Zodiac
مقتول: بتی لو جنسن، دیوید آرتور فارادای، دارلین الیزابت فرین، سیسیلیا ان شپرد، پاول لی استاین
قاتل: تد باندی
مقتول: جونی لنز، لیندا آن هیلی، دونا گیل مانسن، نانسی ویلکاکس، دبرا کنت، کارین کمپبل، لینت کالور، سوزان کورتیس، مارگارت بومن، لیزا لوی و ...
قاتل: لیندزی کلنسی
مقتول: کورا، داوسون و کالان کلنسی
قاتل: کریس واتس
مقتول: شانان، سلست، بلا
قاتل: بهمن فرزانه
مقتول: الهه حسین نژاد
قاتل: مشخص نشده
مقتول: سروش ستوده
قاتل: خدیجه -شهلا- جاهد
مقتول: لاله سحرخیزان
قاتل: جو اوگورا، هیروشی میانو، شینجی میناتو و یاسوشی واتانابه
مقتول: جونکو فوروتا
قاتل: مهین قدیری
مقتول: بانو، صفت‌الله و چهار زن دیگر
قاتل: نامعلوم
مقتول: الیزابت شورت
قاتل: زودیاک Zodiac
مقتول: بتی لو جنسن، دیوید آرتور فارادای، دارلین الیزابت فرین، سیسیلیا ان شپرد، پاول لی استاین
قاتل: تد باندی
مقتول: جونی لنز، لیندا آن هیلی، دونا گیل مانسن، نانسی ویلکاکس، دبرا کنت، کارین کمپبل، لینت کالور، سوزان کورتیس، مارگارت بومن، لیزا لوی و ...
قاتل: لیندزی کلنسی
مقتول: کورا، داوسون و کالان کلنسی
قاتل: کریس واتس
مقتول: شانان، سلست، بلا
قاتل: بهمن فرزانه
مقتول: الهه حسین نژاد
قاتل: مشخص نشده
مقتول: سروش ستوده
قاتل: خدیجه -شهلا- جاهد
مقتول: لاله سحرخیزان
قاتل: جو اوگورا، هیروشی میانو، شینجی میناتو و یاسوشی واتانابه
مقتول: جونکو فوروتا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

گالری صحنه‌های جرم
ویس‌های ضبط شده
ویدیو‌های دادگاه
هدفمون چیه؟
کی هستیم؟
سوشال مدیا
همکاری با ما
پیشنهاد و انتقاد
کنیبال
گم‌شده
بسته شده
حل شده
حل نشده
کودک آزاری
تجاوز
حل شده
حل نشده
مضنونین
نژادپرستی
حل شده
حل نشده