پرونده جنایی کریس واتس: قتل همسر باردار و دو دخترش در آمریکا
پرونده جنایی کریس واتس یکی از تکاندهندهترین و بحثبرانگیزترین جنایتهای خانوادگی در تاریخ معاصر آمریکا است. این پرونده نهتنها بهخاطر ماهیت خشونتآمیز آن بلکه به دلیل فریب عمومی، رفتار قاتل و پوشش رسانهایاش، توجه میلیونها نفر در سراسر جهان را به خود جلب کرد.
1. معرفی پرونده جنایی کریس واتس Chris Watts
کریستوفر لی واتس (Christopher Lee Watts)، معروف به کریس واتس (Chris Watts)، در ۱۳ آگوست ۲۰۱۸ در فردریک، کلرادو (Frederick, Colorado – ایالات متحده)، همسر باردار خود، شانان واتس (Shanann Watts) و دو دختر کوچکشان بلا ماری واتس (Bella Marie Watts) و سلست کاترین واتس (Celeste Cathryn “CeCe” Watts) را به طرز فجیعی به قتل رساند.
در زمان حادثه، شانان واتس حدود ۳۴ ساله و 15 هفته باردار از فرزند سومشان بود؛ فرزندی که قرار بود نامش نیکو (Nico) گذاشته شود.
این واقعه، که بعدها بهعنوان پرونده جنایی کریس واتس شناخته شد، به سرعت در رسانههای جهان بازتاب گستردهای یافت و از سوی جامعهی تحلیلگران جنایی نیز مورد واکاوی قرار گرفت.
2. تصویر ظاهری و زندگی قبل از جنایت کریس
زندگی خانوادگی
پیش از قتل، خانوادهی واتس تصویری از یک خانوادهی بهظاهر خوشبخت منتشر میکردند. شانان واتس در شبکههای اجتماعی ویدیوهایی از زندگی خانوادگی سالم و پرمحبت با کریس واتس و دخترانشان منتشر میکرد که تصویر یک خانوادهی ایدهآل را القا میکرد.
مشکلات پنهان خانوادهی Watts
با این حال، تحقیقات بعدی نشان داد که روابط زوجین دچار تنش و مشکلات جدی بوده است. کریس واتس در ماههای قبل از جنایت رابطهی پنهانی با یک همکار به نام نیکول کسینگر (Nichol Kessinger) داشت، موضوعی که به تنشهای بین او و شانان دامن زد.
3. روز حادثه – ۱۳ آگوست ۲۰۱۸
بامداد روز سیزدهم آگوست ۲۰۱۸، خانه خانواده واتس در شهر فردریک، کلرادو، در سکوت فرو رفته بود. ساعت حدود ۱:۴۸ دقیقه بامداد بود که شانان واتس پس از سفری کاری، وارد خانه شد. دوربین مداربسته همسایه لحظه ورود او را ثبت کرد؛ این آخرین تصویر از زن و مادری باردار بود که تنها چند ساعت بعد، به دست همسرش کشته شد.
شانان خسته بود. بارداری، فشارهای مالی، و مهمتر از همه تغییر آشکار رفتار همسرش، ذهنش را درگیر کرده بود. طبق اعترافات بعدی کریستوفر لی واتس، میان آن دو گفتوگویی طولانی درگرفت؛ گفتوگویی که راجب آینده، ازدواج، سردی عاطفی و احتمالا خیانت کریس بود. شانان مستقیماً از کریس پرسید آیا هنوز او را دوست دارد یا نه. کریس بعدها در بازجویی FBI گفت که در آن لحظه «حقیقت را نگفت».
ساعاتی بعد، در همان اتاق خواب، جنایت رخ داد.
کریس واتس با دستان خود شانان واتس را خفه کرد. شانان بیچاره در آن زمان ۱۵ هفته باردار بود. فرزندی که قرار بود نیکو لی واتس نام بگیرد به همراه مادر خود از دست رفت. در خانه هیچ نشانهای از درگیری شدید دیده نمیشد؛ نه به این دلیل که خشونتی اتفاق نیفتاده بود، بلکه به این دلیل که قاتل، کسی بود که قربانی به او اعتماد کامل داشت.
پس از قتل شانان، کریس دست به کاری زد که بعدها یکی از تکاندهندهترین بخشهای این پرونده جنایی شد.
او جسد شانان را موقتاً پنهان کرد و سپس دو دختر خردسالش، بلا ماری واتس (Bella Marie Watts) چهار ساله و سلست کاترین واتس (Celeste Cathryn “CeCe” Watts) سه ساله را که هنوز زنده بودند، سوار خودرو کرد. جسد مادرشان در کف خودرو قرار داشت و کودکان در صندلی عقب نشسته بودند.
کریس در اعترافات رسمی خود گفته است که در طول مسیر، دخترانش ساکت نبودند. آنها هنوز نفس میکشیدند، هنوز میپرسیدند و هنوز پدرشان را «بابا» صدا میزدند.
او به سمت محل کار خود، یک سایت نفتی متعلق به شرکت Anadarko Petroleum در منطقهای دورافتاده از Weld County حرکت کرد؛ مکانی که عمداً انتخاب شده بود: خلوت، بدون دوربین عمومی و مناسب برای پنهانسازی.
در آنجا، ابتدا سلست را کشت. سپس نوبت به بلا رسید.
طبق گزارشهای رسمی و اعترافات خود کریس واتس، بلا پیش از مرگ متوجه شد چه اتفاقی در حال رخ دادن است. او مقاومت کرد و جملهای گفت که بعدها در اسناد پرونده ثبت شد و به یکی از دردناکترین بخشهای این جنایت تبدیل شد:
«بابا، با من هم همین کار رو میکنی؟»
پس از قتل کودکان، اجساد بلا و سلست درون مخازن نگهداری نفت خام انداخته شدند؛ مخازنی فلزی با دهانههای باریک که بیرون آوردن اجساد از آنها بعداً با دشواری فراوان انجام شد. جسد شانن واتس نیز در فاصلهای کوتاه، در یک قبر کمعمق دفن شد.
صبح روز ۱۳ آگوست ۲۰۱۸، تنها چند ساعت پس از آنچه در سایت نفتی رخ داده بود، کریس واتس به خانه بازگشت و زندگی روزمرهاش را از سر گرفت؛ یا دستکم چنین وانمود کرد. اما خانهای که باید نشانهای از یک مادر و دو کودک میداشت، به طرز غیرقابلانکاری خالی بود. تلفن همراه شانان، کیف دستی، داروهای بارداری و حتی کفشهایش، همگی در خانه باقی مانده بودند؛ نشانههایی که با ادعای «ترک ناگهانی خانه» همخوانی نداشت.
نگرانی اصلی از سوی نیکول آتکینسون (Nickole Atkinson)، دوست نزدیک شانان، آغاز شد. شانان نوبت پزشکی مهمی داشت که هرگز آن را از دست نمیداد. وقتی تماسها بیپاسخ ماند، آتکینسون شخصاً به خانه رفت و تنها چند ساعت پس از ناپدید شدن خانواده، پلیس را در جریان گذاشت. این سرعت عمل، نخستین ضربه جدی به سناریوی کریس واتس بود.
پلیس شهر فردریک وارد خانه شد؛ خانهای که بیش از حد مرتب بود، بیش از حد ساکت، و به شکل نگرانکنندهای عاری از هر نشانهای از حضور دخترها. کریس واتس در همان ساعات اولیه، نقش همسر نگران را بازی میکرد؛ آرام، کنترلشده و ظاهراً مضطرب. او حتی مقابل دوربینهای تلویزیونی ظاهر شد و از همسر و دخترانش خواست «به خانه برگردند».
اما این تصویر، دوام چندانی نداشت.
با بررسی دوربینهای مداربسته همسایهها، مشخص شد شانان نیمهشب وارد خانه شده، اما هیچ تصویری از خروج او یا کودکان ثبت نشده است. در مقابل، دوربینها خروج کریس واتس را در ساعات اولیه صبح، در حالی که خودرویش بهطور غیرمعمولی نزدیک خانه پارک شده بود، ثبت کرده بودند. جزئیاتی کوچک، اما مرگبار برای یک دروغ بزرگ.
فشار روانی تحقیقات، زمانی به اوج رسید که کریس واتس با تست دروغسنج مواجه شد. او در این آزمون شکست خورد. اندکی بعد، در اتاق بازجویی، نخستین داستانسرایی او فروپاشید. کریس ابتدا تلاش کرد تقصیر را متوجه شانن کند و مدعی شد همسرش دختران را کشته و او در واکنش، شانن را به قتل رسانده است. اما این روایت نیز دوام نیاورد.
در نهایت، کریس واتس شکست خورد.
او به قتل همسر و دو دخترش اعتراف کرد و محل دفن اجساد را به پلیس نشان داد. زمانی که اجساد کودکان از مخازن نفتی خارج شدند، عمق فاجعه برای افکار عمومی آشکار شد؛ نه فقط بهخاطر قتل، بلکه بهخاطر انتخاب بیرحمانه و حسابشدهای که برای پنهان کردن اجساد فرزندانش انتخاب کرده بود.
4. محاکمه و حکم دادگاه کریس قاتل
چند ماه بعد، در نوامبر ۲۰۱۸، کریس واتس در دادگاه به تمامی اتهامات اعتراف کرد تا از مجازات اعدام بگریزد. حکم نهایی، پنج بار حبس ابد بدون امکان آزادی مشروط بود؛ حکمی که عملاً پایان زندگی اجتماعی او را رقم زد، اما پرسشهای بیپاسخ درباره ذهنیت و انگیزههایش را باقی گذاشت.
او به ۹ اتهام جدی شامل:
-
قتل درجهٔ اول (First-degree murder)
-
قطع غیرقانونی بارداری (Unlawful termination of pregnancy)
-
دستکاری و مخفیسازی اجساد (Tampering with a body)
محکوم شد و ۵ حکم حبس ابد بدون امکان آزادی مشروط دریافت کرد.
به دلیل نگرانیهای امنیتی، وی از زندان کلرادو به زندان حداکثر امنیت «Dodge Correctional Institution» در ویسکانسین منتقل شد.
وضعیت فعلی در زندان
کریس واتس از زمان محکومیت تا سال 2025، در حبس کامل و زیر حفاظت ویژه نگهداری میشود و گاهی گزارش شده که با برخی افراد بیرون زندان نامهنگاری دارد.
پوشش رسانهای و تحلیل عمومی
پرونده جنایی کریس واتس موضوع چندین مستند، از جمله American Murder: The Family Next Door در Netflix بوده، که جزئیات این جنایت را از طریق ویدیوهای واقعی، پیامها و مصاحبهها بازگو میکند.
تحلیل روانشناختی رفتار کریس واتس
چهر واقعی این پدر ایدهآل
آنچه پرونده جنایی کریس واتس را فراتر از یک قتل خانوادگی قرار میدهد، شکاف عمیق میان ظاهر و واقعیت شخصیت قاتل است. کریس واتس نه سابقه کیفری داشت، نه رفتارهای آشکار خشونتآمیز و نه تصویری که با الگوی کلاسیک یک قاتل همخوانی داشته باشد. همین تضاد، نقطه آغاز تحلیل روانشناختی اوست.
۱. شخصیت منفعل و سرکوبشده
تحلیلگران روانشناسی جنایی معتقدند کریس واتس شخصیتی منفعل، وابسته و فاقد مهارت ابراز تعارض داشت. او سالها نقش همسر مطیع و پدر بیحاشیه را بازی میکرد، بدون آنکه بتواند نارضایتی، خشم یا خواستههایش را به شکل سالم بیان کند. این سرکوب طولانیمدت، بهجای تخلیه، به انباشت روانی انجامید.
۲. دوپارهشدن هویت
رابطهٔ پنهانی با نیکول کسینگر (Nichol Kessinger) نقطهٔ عطفی در ذهن کریس بود. او در کنار این رابطه، تصویری از «زندگی جدید، بدون مسئولیت، بدون فرزند و بدون تعهد» را تجربه میکرد. در نتیجه، ذهن او به دو بخش تقسیم شد:
زندگی قدیمی که باید حذف میشد، و زندگی جدیدی که باید بدون مانع آغاز میگردید.
در چنین وضعیتی، خانواده نه بهعنوان انسان، بلکه بهعنوان مانع دیده شدند.
۳. فقدان همدلی واقعی
بررسی رفتار کریس پس از قتلها — از دوش گرفتن، رفتن به محل کار، تا مصاحبههای تلویزیونی — نشاندهندهٔ قطع ارتباط عاطفی عمیق با قربانیان است. او احساس گناه را نه در سطح همدلی انسانی، بلکه بیشتر در سطح «گیر افتادن» تجربه میکرد. این ویژگی، در بسیاری از قاتلان خانوادگی دیده میشود که دچار همدلی سطحی یا انتخابی هستند.
۴. کنترل، نه انفجار
برخلاف تصور عمومی، قتلها نتیجه یک خشم ناگهانی نبودند. شواهد نشان میدهد رفتار کریس واتس کنترلشده، مرحلهبهمرحله و حسابشده بود. این نوع خشونت، معمولاً از ذهنی میآید که مدتها سناریوی حذف را در خود پرورش داده است، نه از یک انفجار لحظهای.
۵. چرا اعتراف کرد؟
اعتراف نهایی کریس واتس نه از سر پشیمانی ناگهانی، بلکه نتیجه فروپاشی کامل ساختار دروغهایش بود. وقتی تمام راههای فرار بسته شد، او به اعتراف پناه برد؛ نه برای رهایی اخلاقی، بلکه برای کنترل پیامدها.
نتیجهگیری و اهمیت این پرونده
پرونده جنایی کریس واتس نهتنها بهخاطر خشونت بیسابقه و ناپدید شدن خانوادهٔ او بلکه به دلیل تظاهر به یک پدر خانوادهٔ نگران و بعد افشای حقیقت هولناک تبدیل به یکی از مشهورترین پروندههای جنایی قرن بیستویکم شد. این جنایت باعث شد تحلیلگران قربانیشناسی، روانشناسی جنایی و جامعه جهانی به بررسی دقیقتر عوامل پنهان تنشهای خانوادگی و نشانههای هشداردهنده در روابط بپردازند.